خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، به موضوع عشق، عرفان و فلسفه زندگی میپردازد. در این شعر، شاعر از عشق به معشوق، فرصتهای زندگی، و اهمیت نام نیک سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند صبر، وفا و شکرگزاری در برابر سختیها نیز یاد میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۴۴۸ - ای که در کوی خرابات مقامی داری
ای که در کوی خرابات مقامی داری
جم وقت خودی ار دست به جامی داری ۱
ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری ۲
ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن یار سفرکرده پیامی داری ۳
خال سرسبز تو خوش دانه عیشیست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری ۴
بوی جان از لب خندان قدح میشنوم
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری ۵
چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود
میکنم شکر که بر جور دوامی داری ۶
نام نیک ار طلبد از تو غریبی چه شود
تویی امروز در این شهر که نامی داری ۷
بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری ۸
جم وقت خودی ار دست به جامی داری ۱
ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری ۲
ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن یار سفرکرده پیامی داری ۳
خال سرسبز تو خوش دانه عیشیست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری ۴
بوی جان از لب خندان قدح میشنوم
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری ۵
چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود
میکنم شکر که بر جور دوامی داری ۶
نام نیک ار طلبد از تو غریبی چه شود
تویی امروز در این شهر که نامی داری ۷
بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۷ - بیا با ما مورز این کینه داری
گوهر بعدی:غزل ۴۴۹ - ای که مهجوری عشاق روا میداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.