خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، عشق و رنج عاشقان را بیان میکند. شاعر از معشوق میخواهد که به عاشقان توجه کند و آنها را از خود دور نسازد. همچنین، او از بیعدالتی و ناملایمات زندگی شکایت میکند و امیدوار است که با تلاش و خدمت، پاداش دریافت کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شکایت از ناملایمات زندگی و تلاش برای دریافت پاداش، نیاز به تجربه و درک بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر به دست میآید.
غزل ۴۴۹ - ای که مهجوری عشاق روا میداری
ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری ۱
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری ۲
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری ۳
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری ۴
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری ۵
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری ۶
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری ۷
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری ۱
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری ۲
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری ۳
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری ۴
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری ۵
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری ۶
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۸ - ای که در کوی خرابات مقامی داری
گوهر بعدی:غزل ۴۵۰ - روزگاریست که ما را نگران میداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.