خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر حافظ از نگرانی‌ها و گلایه‌های شاعر نسبت به وضعیت نابسامان زمانه و بی‌توجهی به ارزش‌های اخلاقی و معنوی سخن می‌گوید. شاعر از بی‌عدالتی، بی‌توجهی به عاشقان و صاحبان فکر، و طمع‌ورزی افراد انتقاد می‌کند. او همچنین به عشق و وفا اشاره کرده و از روزگار ناپایدار و گذرا شکایت می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقاد از جامعه و طمع‌ورزی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۵۰ - روزگاریست که ما را نگران می‌داری

روزگاریست که ما را نگران می‌داری
مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری ۱

گوشه ی چشم رضایی به منت باز نشد
این چنین عزت صاحب نظران می‌داری ۲

ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار
دست در خون دل پرهنران می‌داری ۳

نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ
همه را نعره زنان جامه دران می‌داری ۴

ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور
چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری ۵

چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ
سر چرا بر من دل خسته گران می‌داری ۶

گوهر جام جم از کان جهانی دگر است
تو تمنا ز گل کوزه گران می‌داری ۷

پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی
طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری ۸

کیسه ی سیم و زرت پاک بباید پرداخت
این طمع‌ها که تو از سیمبران می‌داری ۹

گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی
عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری ۱۰

مگذران روز سلامت به ملامت حافظ
چه توقع ز جهان گذران می‌داری ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۹ - ای که مهجوری عشاق روا می‌داری
گوهر بعدی:غزل ۴۵۱ - خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.