خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن یک نیایش عاشقانه و دردآلود است که در آن شاعر از خداوند طلب مهربانی و شفا میکند. او بیان میکند که تنها خداوند درد و حال او را میداند و هیچ طبیبی جز او وجود ندارد. شاعر با آه و ناله از دلدرد و شوق جان خود سخن میگوید و یقین دارد که تنها خداوند حال دردمندان و یاران را میداند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳ - خدایا کن تو بر من مهربانی
خدایا کن تو بر من مهربانی
که جز تو نیست دردم را ، تو دانی
فتادم کوی تو بیمار عشقت
مداوا کن طبیبا نبض دانی
ندیدم در جهان جز تو طبیبی
طبیبا! حاذقا! دردم تو دانی
زدرد دل بسی آه است و ناله
زشوق جان ضمیرم را تو دانی
که داند جز تو حال درد مندان
یقین دانی تو حال یار جانی
که جز تو نیست دردم را ، تو دانی
فتادم کوی تو بیمار عشقت
مداوا کن طبیبا نبض دانی
ندیدم در جهان جز تو طبیبی
طبیبا! حاذقا! دردم تو دانی
زدرد دل بسی آه است و ناله
زشوق جان ضمیرم را تو دانی
که داند جز تو حال درد مندان
یقین دانی تو حال یار جانی
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲ - آشفته دل خویش درین دار فنائیم
گوهر بعدی:غزل ۱۴ - بر رُخش زیبا چو دیدم نقش و خال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.