فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲۱ - خاکستر این سوخته را باز توان سوخت
خاکستر این سوخته را باز توان سوخت
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۳۴ - ز پیر میکده عمری در التماس شدم
ز پیر میکده عمری در التماس شدم
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۷۶ - چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۲۲ - آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۳ - تتبع مخدوم
ساقی حیات بخشد چون باد نوبهاران
عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۵۶ - علی‌الصباح که نرگس پیاله بردارد
علی‌الصباح که نرگس پیاله بردارد
نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۱۲ - آورده‌اند که روباهی در بیشه ای رفت آنجا طبلی دید پهلوی درختی افگنده و هرگاه که باد بجستی شاخ درخت بر طبل رسیدی، آوازی سهمناک بگوش روباه آمدی. چون روبا
آورده‌اند که روباهی در بیشه ای رفت آنجا طبلی دید پهلوی درختی افگنده و هرگاه که باد بجستی شاخ درخت بر طبل رسیدی، آوازی سهمناک بگوش روباه آمدی. چون روباه ضخامت جثه بدید و مهابت آواز بشنید طمع دربست که گوشت و پوست فراخور آواز باشد می‌کوشید تا آن را بدرید الحق چربوی بیشتر نیافت. مرکب زیان در جولان کشید و گفت: بدانستم که هرکجا جثه ضخیمتر و آواز آن هایل تر منفعت آن کمتر.
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۱۵ - مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!
مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!
رشیدالدین میبدی : ۶۷- سورة الملک- مکیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۰۴ - گر گذر افتد، چو باد صبح، بر خاک منش
گر گذر افتد، چو باد صبح، بر خاک منش
نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش بخل و ترس و فقر
وَ قَالَ عليه‌السلام اَلْبُخْلُ عَارٌ
وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۵ - یا میکده را دربند این رند شرابی را
یا میکده را دربند این رند شرابی را
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۰۳ - زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش
زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۹۸ - زاهد، بکنج صومعه می نوش و مست باش
زاهد، به کنج صومعه می نوش و مست باش
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۸۴ - هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
در خور حمد و ثنا بار خدایی است کریم
جامی : دفتر اول
بخش ۱۲۰ - در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسد
آدمی ز اصل فطرت آمد صاف
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۶۹ - دل بدرد آمد و این درد بدرمان نرسید
دل به درد آمد و این درد به درمان نرسید
حاجب شیرازی : سایر اشعار
شمارهٔ ۳ - درد بی دوا
گفتم به یار غمزه چشم تو دلرباست
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۶۸ - آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید
آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید