وحشی بافقی : مثنویات
در هجو کیدی
هله کیدی غلام ناقابل
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۲۸ - نیز در مدح اتسز گوید
مظفرا، ملکا، روزگار چاکر تست
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۰۸ - چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۲ - روز و شب چون غافلی از روز و شب
روز و شب چون غافلی از روز و شب
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۷۷۶ - ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان
ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۴۶۵ - مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۷۹ - اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی
اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۰ - شیوه چشم کبود از چشم ها دلکشترست
شیوه چشم کبود از چشم ها دلکشترست
رشیدالدین میبدی : ۱۰- سورة یونس - مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ اى یحملکم على السّیر و یجعلکم قادرین على قطع المسافات فِی الْبَرِّ بالازجل و الدّواب وَ الْبَحْرِ بالسّفن الجاریة فى البحار. البرّ: الارض الواسعة. و البحر: مستقرّ الماء. قرائت عبد اللَّه شامى ینشرکم بفتح یا و بنون و شین، من نشر ینشر هم چنان که جایى دیگر گفت وَ بَثَّ فِیها مِنْ کُلِّ دَابَّةٍ باین قرائت معنى آنست که: شما را مى‏پراکند و میخیزاند و میرواند در دشت و در دریا. و فیه حجة على القدریة فى خلق الافعال لانّ السیر فعل متصرف فى الخیر و الشر لا محالة و اللَّه یسیّر کل سائر کما ترى، آن گه شرح فرادریا داد: حَتَّى إِذا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ فلک هم واحد است و هم جمع بواحد مذکر است چنان که گفت: فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ و بجمع مؤنث است چنان که گفت: وَ الْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ وَ جَرَیْنَ بِهِمْ اى جرت السفن بمن رکبها فى البحر. مخاطبه با خبر گشت و عرب چنین کنند، و در قرآن از این باب هست. و قال الشّاعر:
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۵۹ - خوش صید غافلی به سر تیر آمدست
خوش صید غافلی به سر تیر آمدست
مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۱ - می‌دوید از هر طرف در جست و جو
می‌دَوید از هر طَرَف در جُست و جو
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۷۰ - عاشقان جان و دل خویش بدلدار دهید
عاشقان جان و دل خویش بدلدار دهید
ملک‌الشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
گفتار پنجم در دین و آیین و صفت وجدان
هان بهارا مکوب آهن سرد
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۴۷ - خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۲۶ - آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۵ - آنی که وفا نباید از مهر تو جست
آنی که وفا نباید از مهر تو جست
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۰۹ - هر گه بخاطرم تو پریوش گذر کنی
هر گه بخاطرم تو پریوش گذر کنی
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۹۱
دخت خود را به زیرک و دانا مرد ده‌، چه زیرک و دانا مرد هر آینه چون زمین نیکوست‌. کجا تخم بدو افکند و از او بس جورتاک (‌؟‌) اندر آید.
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به مردم كوفه قبل از نبرد جمل
و من كتاب له عليه‌السلام إلى أهل الكوفة عند مسيره من المدينة إلى البصرة مِنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى أَهْلِ اَلْكُوفَةِ جَبْهَةِ اَلْأَنْصَارِ وَ سَنَامِ اَلْعَرَبِ
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۳ - رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم
رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم