پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
آرزوها (۴)
ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴۱ - صد بوسه بدادمش بزیر کف پای
صد بوسه بدادمش بزیر کف پای نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیتنامه شیرین به خسرو از راه باد افراه
در اندیش ای حکیم از کار ایام مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - عید آمد و کار خوش نباشد
عید آمد و کار خوش نباشد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۱۸ - شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست ملکالشعرای بهار : رباعیات
شماره ۳ - آزادی ماست اصل آبادی ما
آزادی ماست اصل آبادی ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۰۷ - کشت بی خوشه خجالت کشد از روی درو
کشت بی خوشه خجالت کشد از روی درو ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۴۱ - داستان پادشاه زن دوست
دستور گفت: در مواضی ایام و سوالف اعوام، پادشاهی بوده است پیروز نام. با مهابت تمام و سیاست بکمال. متدرع به لباس جلال و متحلی به حلیه کمال و با این مهابت و سیاست و شهامت و کیاست، مغرور عشوه زنان و مفتون طره و زلف ایشان بودی. پیوسته بسته گل رخسار ماهرویی و خسته خار هجر سلسله مویی بودی و شبی بی معاشرت نبودی و بی مباشرت نغنودی. روزی بر بالای کوشک، شاهین نظر را پرواز داده بود و چشم بر هم بام و در می افکند تا غزالی صید کند یا طاووس جمالی در قید آرد و در انتظار سانح و بارح و نازح و سارح مانده و مرکب شهوت در میدان طلب گرم کرده و یکران جستجوی در جولان آورده. در اثنای این حالات، مقدمه نظر و طلیعه بصر او بر چهره ماهرویی افتاد که آفتاب در شعله مشعله جمال او چون پروانه سوخته بود و در آتش غیرت چون شمع افروخته. خوب منظر، ماه پیکر، آفتاب مخبر، مشتری طلعت، زهره دیدار که آتش عشق او آب حیات جانها بود و خاک درگاه او بوسه جای دلها. ازین کش خرامی، لطیف اندامی، ماه رویی، سلسله مویی، عنبر جعدی، سمن خدی. سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۶ - آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را
آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۳۹ - گفتم که کدامست طریق هستی
گفتم که کدامست طریق هستی جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۶۳ - نگاری چابک و دلبند دارم
نگاری چابک و دلبند دارم حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۲۹ - از وضع زخود رفتگی یار خرابم
از وضع زخود رفتگی یار خرابم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۱۸ - گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست
گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۹۰ - مدیح دیگر از آن پادشاه و شمه ای از روزگار سیاه خویش
ای فلک نیک دانمت آری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۰۶ - زاهد هوای عالم بالا نمی کند
زاهد هوای عالم بالا نمی کند سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۹ - قناد
خاک پای دلبر قناد خود را روفتم اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۸۳ - شبی کز دیده سیل لاله گون بیرون نمی آید
شبی کز دیده سیل لاله گون بیرون نمی آید جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۴۶ - مهر رویش نه چنانم نگران می دارد
مهر رویش نه چنانم نگران می دارد بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۷۴ - مگرنه جان منی پس چرا ز من دوری
مگرنه جان منی پس چرا ز من دوری اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۷۸ - آنی که سهیلی به یمن می بخشی
آنی که سهیلی به یمن می بخشی
آرزوها (۴)
ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۱۴۱ - صد بوسه بدادمش بزیر کف پای
صد بوسه بدادمش بزیر کف پای نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیتنامه شیرین به خسرو از راه باد افراه
در اندیش ای حکیم از کار ایام مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - عید آمد و کار خوش نباشد
عید آمد و کار خوش نباشد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۱۸ - شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست ملکالشعرای بهار : رباعیات
شماره ۳ - آزادی ماست اصل آبادی ما
آزادی ماست اصل آبادی ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۰۷ - کشت بی خوشه خجالت کشد از روی درو
کشت بی خوشه خجالت کشد از روی درو ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۴۱ - داستان پادشاه زن دوست
دستور گفت: در مواضی ایام و سوالف اعوام، پادشاهی بوده است پیروز نام. با مهابت تمام و سیاست بکمال. متدرع به لباس جلال و متحلی به حلیه کمال و با این مهابت و سیاست و شهامت و کیاست، مغرور عشوه زنان و مفتون طره و زلف ایشان بودی. پیوسته بسته گل رخسار ماهرویی و خسته خار هجر سلسله مویی بودی و شبی بی معاشرت نبودی و بی مباشرت نغنودی. روزی بر بالای کوشک، شاهین نظر را پرواز داده بود و چشم بر هم بام و در می افکند تا غزالی صید کند یا طاووس جمالی در قید آرد و در انتظار سانح و بارح و نازح و سارح مانده و مرکب شهوت در میدان طلب گرم کرده و یکران جستجوی در جولان آورده. در اثنای این حالات، مقدمه نظر و طلیعه بصر او بر چهره ماهرویی افتاد که آفتاب در شعله مشعله جمال او چون پروانه سوخته بود و در آتش غیرت چون شمع افروخته. خوب منظر، ماه پیکر، آفتاب مخبر، مشتری طلعت، زهره دیدار که آتش عشق او آب حیات جانها بود و خاک درگاه او بوسه جای دلها. ازین کش خرامی، لطیف اندامی، ماه رویی، سلسله مویی، عنبر جعدی، سمن خدی. سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۶ - آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را
آن بلبلم که هرگاه، از دل کشم فغان را مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۳۹ - گفتم که کدامست طریق هستی
گفتم که کدامست طریق هستی جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۶۳ - نگاری چابک و دلبند دارم
نگاری چابک و دلبند دارم حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۲۹ - از وضع زخود رفتگی یار خرابم
از وضع زخود رفتگی یار خرابم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۱۸ - گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست
گر صورت چین با رخ خوب تو به دعواست مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۹۰ - مدیح دیگر از آن پادشاه و شمه ای از روزگار سیاه خویش
ای فلک نیک دانمت آری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۰۶ - زاهد هوای عالم بالا نمی کند
زاهد هوای عالم بالا نمی کند سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۹ - قناد
خاک پای دلبر قناد خود را روفتم اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۸۳ - شبی کز دیده سیل لاله گون بیرون نمی آید
شبی کز دیده سیل لاله گون بیرون نمی آید جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۴۶ - مهر رویش نه چنانم نگران می دارد
مهر رویش نه چنانم نگران می دارد بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۷۴ - مگرنه جان منی پس چرا ز من دوری
مگرنه جان منی پس چرا ز من دوری اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۷۸ - آنی که سهیلی به یمن می بخشی
آنی که سهیلی به یمن می بخشی