خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر بیان میکند که از فضل و عدل الهی هراسی ندارد و خود را مشتی خاک میداند که از مشتی خاک (خدا) نمیترسد. او بارها از صانع پاک طلب میکند و خود را ناچیز میشمارد.
مفاهیم عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص و عمیق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۳۸۸ - گر فضل کنی ندارم از عالم باک
گر فضل کنی ندارم از عالم باک
ور عدل کنی شوم به یک باره هلاک ۱
روزی صدبار گویم ای صانع پاک
مشتی خاکم چه آید از مشتی خاک ۲
ور عدل کنی شوم به یک باره هلاک ۱
روزی صدبار گویم ای صانع پاک
مشتی خاکم چه آید از مشتی خاک ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۸۷ - دامان غنای عشق پاک آمد پاک
گوهر بعدی:رباعی ۳۸۹ - یا من بک حاجتی و روحی بیدیک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.