سعدی : باب اول در عدل و تدبیر و رای
حکایت قزل ارسلان با دانشمند
قزل ارسلان قلعه‌ای سخت داشت
شاطرعباس صبوحی : غزلیات
نقطه خال تو
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۱ - غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۹۹ - گر صبر نِه‌ای، ای دل پر خون بگریز
گر صبر نِه‌ای، ای دل پر خون بگریز
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۷۵ - پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت
پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت
عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شماره ۲۵ - در معرفت تو دم زدن نقصان است
در معرفت تو دم زدن نقصان است
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶۴ - چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۲ - چو سوختم از عشق و شستم از جان دست
چو سوختم از عشق و شستم از جان دست
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۱۵۰ - مرنج زاهد اگر نیست گفتمت دینی
مرنج زاهد اگر نیست گفتمت دینی
غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۳۴ - نوع سیم
در دویست درم نفره پنج درم واجب آید به آخر سال و در بیست دینار زر خالص نیم دینار و آن چهار یک ده یک باشد و چندان که می افزاید هم بدین حساب بود و در هر نفره و خنور زرین و سیمین و ساخت زر و آن زر که بر شمشین باشد و دوات و هرچه روا نباشد داشتن، در همه واجب آید، اما پیرایه ای که روا باشد داشتن مرد و زن را، در وی زکوه واجب نیاید.
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۱۵ - دایم ز تو من کرانه ای میجستم
دایم ز تو من کرانه ای میجستم
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۳ - دردی دارم که گفتنی نیست
دردی دارم که گفتنی نیست
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۱۴ - تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۴۱ - چوگان زلفان که سوی میدان یازند
چوگان زلفان که سوی میدان یازند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۶۷ - مهری که بود با منت، آن گوییا نبود
مهری که بود با منت، آن گوییا نبود
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۰ - مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۳۳ - بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی
بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۱ - هرکس که ز لطف تو ستمگر شاد است
هرکس که ز لطف تو ستمگر شاد است
خیام : هیچ است [۱۰۷-۱۰۱]
رباعی ۱۰۷
بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ،
انوری : رباعیات
رباعی ۲۲۳ - رای تو که آفتاب فضلست و هنر
رای تو که آفتاب فضلست و هنر