سلیم تهرانی : قطعات
شمارهٔ ۴۴ - هرچند که تاجریم ای غیر
هرچند که تاجریم ای غیر ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۴۹ - ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۸ - زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۷۵ - با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۸۳ - شهر پر آشوب
این چه شهریست سراسر آشوب بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - ما را ز نوبهار گل روی او ببست
ما را ز نوبهار گل روی او ببست ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۳ - در فتنه این و آن میفکن خود را
در فتنه این و آن میفکن خود را قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۲۹ - هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود آرایه های ادبی : آرایه های معنوی
لف و نشر
«لف» در لغت به معنی پیچیدن و «نشر» به معنی پراکندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو یا چند کلمه است در بخشی از کلام که توضیح آن ها در بخش دیگر آمده است. نکته 1: کلماتی که در بخش اوّل می آیند، «لف» و کلمـاتی که به عنـوان توضیح در بخـش دوم می آیند، «نشر» نام دارند. نکته 2: هرگاه نظم و ترتیب بین کلمات «لف و نشر» رعایت شده باشد، آن را «لف و نشر مرتب» گویند و در غیر این صورت «لف و نشر مشوش» خوانده می شود. مثال 1: تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم توضیح: واژه های «ببینم» و «بشنوم» لف است. و دو واژه «سمع و بصر» نشر قرار گرفته است. چون کلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح کلمات «لف» قرار نگرفته اند، لذا به آن «لف و نشر مشوش» گویند. (بصر شدم تا ببینم، سمع شدم تا بشنوم) مثال 2: دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم. توضیح: دوترکیب «دشمن ملک و دشمن دین» لف و دو ترکیب «پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند. لذا چون توضیح «نشر» با «لف» برابر است، آن را «لف و نشر مرتب» گویند. (پادشاه بی حلم دشمن ملک و زاهد بی علم دشمن دین هستند.) قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد
از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
عاشقان را دین و مذهب شد وفاق سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۲۲ - آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست ابوالفرج رونی : مقطعات
شماره ۷ - بدان خدای که هر دم به شکر خدمت او
بدان خدای که هر دم به شکر خدمت او ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - دی با کوری کش از خسان می بینم
دی با کوری کش از خسان می بینم کسایی مروزی : دیوان اشعار
مخلوق پرستی و توبه از می
ای آنکه تو را پیشه پرستیدن مخلوق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۶ - پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
پیری که بار عشق به دوش رضاکشد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۳۰ - مدعی باز ملولست و بلایی دارد
مدعی باز ملولست و بلایی دارد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۵۵ - جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
جز خون به بزم ما می نابی ندید کس ابوالفرج رونی : مقطعات
شمارهٔ ۱۸ - در مدح ابونصر پارسی
همای خلعت عالی فکند سایه بر آن ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - چون دور کنم رقیب رازان ناپاک
چون دور کنم رقیب رازان ناپاک
شمارهٔ ۴۴ - هرچند که تاجریم ای غیر
هرچند که تاجریم ای غیر ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۴۹ - ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۸ - زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۷۵ - با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۸۳ - شهر پر آشوب
این چه شهریست سراسر آشوب بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲۰ - ما را ز نوبهار گل روی او ببست
ما را ز نوبهار گل روی او ببست ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۳ - در فتنه این و آن میفکن خود را
در فتنه این و آن میفکن خود را قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۲۹ - هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود
هرکجا می گذرد دوست، فغان خواهد بود آرایه های ادبی : آرایه های معنوی
لف و نشر
«لف» در لغت به معنی پیچیدن و «نشر» به معنی پراکندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو یا چند کلمه است در بخشی از کلام که توضیح آن ها در بخش دیگر آمده است. نکته 1: کلماتی که در بخش اوّل می آیند، «لف» و کلمـاتی که به عنـوان توضیح در بخـش دوم می آیند، «نشر» نام دارند. نکته 2: هرگاه نظم و ترتیب بین کلمات «لف و نشر» رعایت شده باشد، آن را «لف و نشر مرتب» گویند و در غیر این صورت «لف و نشر مشوش» خوانده می شود. مثال 1: تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم توضیح: واژه های «ببینم» و «بشنوم» لف است. و دو واژه «سمع و بصر» نشر قرار گرفته است. چون کلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح کلمات «لف» قرار نگرفته اند، لذا به آن «لف و نشر مشوش» گویند. (بصر شدم تا ببینم، سمع شدم تا بشنوم) مثال 2: دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم. توضیح: دوترکیب «دشمن ملک و دشمن دین» لف و دو ترکیب «پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند. لذا چون توضیح «نشر» با «لف» برابر است، آن را «لف و نشر مرتب» گویند. (پادشاه بی حلم دشمن ملک و زاهد بی علم دشمن دین هستند.) قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد
از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
عاشقان را دین و مذهب شد وفاق سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۲۲ - آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست ابوالفرج رونی : مقطعات
شماره ۷ - بدان خدای که هر دم به شکر خدمت او
بدان خدای که هر دم به شکر خدمت او ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - دی با کوری کش از خسان می بینم
دی با کوری کش از خسان می بینم کسایی مروزی : دیوان اشعار
مخلوق پرستی و توبه از می
ای آنکه تو را پیشه پرستیدن مخلوق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۶ - پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
پیری که بار عشق به دوش رضاکشد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۳۰ - مدعی باز ملولست و بلایی دارد
مدعی باز ملولست و بلایی دارد حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۵۵ - جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
جز خون به بزم ما می نابی ندید کس ابوالفرج رونی : مقطعات
شمارهٔ ۱۸ - در مدح ابونصر پارسی
همای خلعت عالی فکند سایه بر آن ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - چون دور کنم رقیب رازان ناپاک
چون دور کنم رقیب رازان ناپاک