خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ابن حسام، شاعر فارسیزبان، با تصاویر زیبا و استعارههای عاشقانه، به توصیف عشق و دردهای آن میپردازد. شاعر از گلها و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند و از عاشقان و دلهای شکسته سخن میگوید. همچنین، او از می و باده به عنوان نمادی از تلخیهای زندگی یاد میکند و در نهایت، شعری آتشین و دلآشوب را ارائه میدهد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۴۹ - ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
بنفشه تاب ده و بر رخ چو لاله فکن ۱
به غمزه صید دل عاشقان کن و آنگه
بهانه بر نظر نرگس غزاله فکن ۲
میار باده تلخم که عیش من تلخ است
ز لعل خویش می ناب در پیاله فکن ۳
چو درد نامه عشاق خویشتن خوانی
کرشمه ای کن و چشمی برین رساله فکن ۴
مقال ابن حسام آتشی دل آشوبست
ز دیده آب سرشکی بر بن مقاله فکن ۵
بنفشه تاب ده و بر رخ چو لاله فکن ۱
به غمزه صید دل عاشقان کن و آنگه
بهانه بر نظر نرگس غزاله فکن ۲
میار باده تلخم که عیش من تلخ است
ز لعل خویش می ناب در پیاله فکن ۳
چو درد نامه عشاق خویشتن خوانی
کرشمه ای کن و چشمی برین رساله فکن ۴
مقال ابن حسام آتشی دل آشوبست
ز دیده آب سرشکی بر بن مقاله فکن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸ - طراز طُّره مشکین پر شکن بشکن
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰ - دهانش آرزوی تنگدستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.