خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیرات آن بر دیگران میپردازد. دهان معشوق آرزوی تنگدستان است و عذارش قبله آتشپرستان. همچنین، اشارهای به غمزههای معشوق و تأثیر آن بر دلها دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۱۵۰ - دهانش آرزوی تنگدستان
دهانش آرزوی تنگدستان
عذارش قبله آتش پرستان ۱
بجای پسته و شکر تمامست
دهان ساقی و لب نقل مستان ۲
ز دیوان کمال از غایت لطف
بدست آوردم این معنی بدستان ۳
دهانش هست میگویند آن نیست
میانش نیست ، می گویند و هست آن ۴
دل ابن حسام آن غمزه گر خست
کدامین دل که آن غمزه نخست آن ۵
عذارش قبله آتش پرستان ۱
بجای پسته و شکر تمامست
دهان ساقی و لب نقل مستان ۲
ز دیوان کمال از غایت لطف
بدست آوردم این معنی بدستان ۳
دهانش هست میگویند آن نیست
میانش نیست ، می گویند و هست آن ۴
دل ابن حسام آن غمزه گر خست
کدامین دل که آن غمزه نخست آن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹ - ترا که گفت که بر برگ گل کلاله فکن
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱ - بیا و معنی اسرار ما مشاهده کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.