خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن بالا بهار را توصیف میکند که با آمدن آن، طبیعت جان تازهای میگیرد. ابر هوادار شده، بلبل و قمری از زیباییهای بهار لذت میبرند، و شرایط دشوار گذشته آسان شده است. با این حال، اشارهای به رنج و نالههای پنهان نیز وجود دارد. در پایان، شاعر از عشق و نجات از مشکلات سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و ناله ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۲۲ - آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
تا رفته می ز شیشه به ساغر، هوا شده ست ۱
بلبل سواد خوان گلستان شد و هنوز
قمری همین به حرف الف آشنا شده ست ۲
دشوار بود عزم فلک پیش ازین، ولی
آسان به دور ما چو ره آسیا شده ست ۳
خون می چکد ز ناله ی بی اختیار او
مرغ چمن ز دامگه آیا رها شده ست؟ ۴
عشقم سلیم می برد از ورطه برکنار
طوفان درین محیط، مرا ناخدا شده ست ۵
تا رفته می ز شیشه به ساغر، هوا شده ست ۱
بلبل سواد خوان گلستان شد و هنوز
قمری همین به حرف الف آشنا شده ست ۲
دشوار بود عزم فلک پیش ازین، ولی
آسان به دور ما چو ره آسیا شده ست ۳
خون می چکد ز ناله ی بی اختیار او
مرغ چمن ز دامگه آیا رها شده ست؟ ۴
عشقم سلیم می برد از ورطه برکنار
طوفان درین محیط، مرا ناخدا شده ست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - تا سحر امشب شراب ناب می باید گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.