این متن به موضوع عشق و عرفان میپردازد و تأکید میکند که عشق حقیقی با نفاق و تظاهر سازگار نیست. عاشقان در نیستی و فنا قرار دارند، در حالی که زاهدان به ظاهر و دنیا توجه میکنند. شاعر بیان میکند که عشق به معشوق حقیقی، خانه و مان عقل را ویران میکند و تنها عارفان میتوانند ذوق عرفان را درک کنند. همچنین، همه موجودات در دو عالم مشتاق جمال معشوق هستند و ترک عشق مانند ترک جان دشوار است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مانند 'فنا' و 'ذوق عرفان' نیاز به دانش پیشینهای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۳۰۷ - عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
عشق ورزی راست ناید با نفاق ۱
تا درآمد پای عشق اندر میان
عاشق و معشوق دارند اتفاق ۲
عاشقان در نیستی جا کرده اند
زاهد از هستی نماید طمطراق ۳
خان و مان عقل ویران کرده ام
تا بکوی عشق بگرفتم وثاق ۴
زاهدان را ذوق عرفان از کجا
غیر عارف را ندادند این مذاق ۵
هست مشتاق جمالش هر دو کون
در دو عالم نیست کس بی اشتیاق ۶
ناصحم گوید بترک عشق گو
ترک جان گفتن اسیری هست شاق ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.