خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، با استفاده از استعارههای زیبا مانند خورشید، باده، و عشق، به مفاهیمی مانند فنا در حق، تجلی جمال الهی، و رسیدن به وصال معشوق اشاره میکند. شاعر از زبان عاشقی سخن میگوید که در راه عشق فانی شده و به حقیقت مطلق رسیده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی اصطلاحات مانند 'مخمور خراب' و 'باده رنگین' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۳۰۸ - خواهی که شود کشف برت سراناالحق
خواهی که شود کشف برت سراناالحق
فانی ز خودی باش و بحق باقی مطلق ۱
مخمور خرابیم بده ساقی باقی
از لعل لبت باده رنگین مروق ۲
از تاب تجلی جمالش مه و خورشید
پیوسته بچرخند درین چرخ معلق ۳
از آینه کون و مکان روی تو دیدیم
بینا نبود منکر این قول مصدق ۴
خورشید حقیقی ز همه ذره بتابید
نزدیک محقق بود این نکته محقق ۵
زاهد ز حسد جق جق باطل کند آغاز
عاشق ز سر سوز چو زد نعره حق حق ۶
توفیق ازل بود رفیقم بره عشق
تا گشت اسیری بوصال تو موفق ۷
فانی ز خودی باش و بحق باقی مطلق ۱
مخمور خرابیم بده ساقی باقی
از لعل لبت باده رنگین مروق ۲
از تاب تجلی جمالش مه و خورشید
پیوسته بچرخند درین چرخ معلق ۳
از آینه کون و مکان روی تو دیدیم
بینا نبود منکر این قول مصدق ۴
خورشید حقیقی ز همه ذره بتابید
نزدیک محقق بود این نکته محقق ۵
زاهد ز حسد جق جق باطل کند آغاز
عاشق ز سر سوز چو زد نعره حق حق ۶
توفیق ازل بود رفیقم بره عشق
تا گشت اسیری بوصال تو موفق ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.