خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از هلالی جغتایی بیانگر درد و دریغ شاعر از نگاه نادرست جامعه به زیبارویان و عاشقان است. شاعر از بیتوجهی و بیخبری مردم نسبت به رنجهای عاشقان و زیبارویان شکایت میکند و با تصاویر شاعرانه، احساسات خود را بیان مینماید.
متن دارای مضامین عاشقانه و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نگاه جامعه به زیبارویان و دردهای عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۵ - مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!
مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!
انجم انجمن بی بصرانند، دریغ! ۱
از گرفتاری احباب ندارند خبر
خوبرویان جهان بیخبرانند، دریغ! ۲
گلعذاران، که نمودند رخ از پرده ناز
چون صبا هم نفس پرده درانند، دریغ! ۳
چشم ما پر دُر و لعلست، ولی سیمبران
چشم بر لعل و در بد گهرانند، دریغ! ۴
ما نخواهیم به جز خیل بتان یار دگر
لیک این طایفه یار دگرانند، دریغ! ۵
همچو عمر از صف عشاق روان میگذری
عاشقان عمر چنین میگذرانند، دریغ! ۶
تازه شد داغ هلالی ز غم لاله رخان
همه داغ دل خونین جگرانند، دریغ! ۷
انجم انجمن بی بصرانند، دریغ! ۱
از گرفتاری احباب ندارند خبر
خوبرویان جهان بیخبرانند، دریغ! ۲
گلعذاران، که نمودند رخ از پرده ناز
چون صبا هم نفس پرده درانند، دریغ! ۳
چشم ما پر دُر و لعلست، ولی سیمبران
چشم بر لعل و در بد گهرانند، دریغ! ۴
ما نخواهیم به جز خیل بتان یار دگر
لیک این طایفه یار دگرانند، دریغ! ۵
همچو عمر از صف عشاق روان میگذری
عاشقان عمر چنین میگذرانند، دریغ! ۶
تازه شد داغ هلالی ز غم لاله رخان
همه داغ دل خونین جگرانند، دریغ! ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۴ - ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمع
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶ - خوبان، اگر چه هر طرفی می کشند صف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.