خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق و اشتیاق شدید به معشوق سخن می‌گوید. شاعر خود را به شمع تشبیه می‌کند که در آتش عشق می‌سوزد اما از سوختن خود بی‌خبر است. او حاضر است در راه معشوق همه چیز را فدا کند و با وجود رنج و سوختن، عشقش را حفظ می‌کند. شعر پر از تصاویر شعله، سوختن، اشک و شب‌های تاریک است که نشان‌دهنده عمق احساسات شاعر است.

مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و احساسات شدید更适合 برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال است.

مشاهده کامل

غزل ۲۱۴ - ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمع

ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمع
خبر از سوختن خویش نداریم چو شمع ۱

پیش تیغ تو سر از تن بگذاریم ولی
شعله شوق تو از سر نگذاریم چو شمع ۲

تاب هنگامه اغیار نداریم، که ما
کشته و سوخته خلوت یاریم چو شمع ۳

هست چون آتش ما بر همه عالم روشن
سوز خود را بزبان بهر چه آریم چو شمع؟ ۴

ای نسیم سحر، از صبح وصالش خبری
تا همه خنده زنان جان بسپاریم چو شمع ۵

ما که داریم دل و دیده پر از آتش و آب
چون نسوزیم و چرا اشک نباریم چو شمع؟ ۶

سوخت صد بار، هلالی، جگر ما شب هجر
ما جگر سوخته این شب تاریم چو شمع ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۳ - ترک یاری کردی، از وصل تو یاران را چه حظ؟
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵ - مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.