خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد فراق و ناامیدی از وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از رنج دوری، بیوفایی معشوق و انتظار بیپایان مینالد. او از نابینایی چشمهایش از گریه و بیقراری درد عشق میگوید و از خدا میپرسد که چه سودی از این رنجها عاید عاشقان میشود.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۱۳ - ترک یاری کردی، از وصل تو یاران را چه حظ؟
ترک یاری کردی، از وصل تو یاران را چه حظ؟
دشمن احباب گشتی، دوستداران را چه حظ؟ ۱
چون ندارد وعده وصل تو امکان وفا
غیر داغ انتظار امیدواران را چه حظ؟ ۲
چشم من، کز گریه نابیناست، چون بیند رخت؟
از تماشای چمن ابر بهاران را چه حظ؟ ۳
درد بی درمان خوبان چون نمی گیرد قرار
دردمندان را چه حاصل، بیقراران را چه حظ؟ ۴
آن سوار از خاک ما تا کی برانگیزد غبار؟
از غبار انگیختن، یارب، سواران را چه حظ؟ ۵
میدهد خاک رهش خاصیت آب حیات
ور نه زین گرد مذلت خاکساران را چه حظ؟ ۶
یارب از قتل هلالی چیست مقصود بتان؟
از هلاک عندلیبان گلعذاران را چه حظ؟ ۷
دشمن احباب گشتی، دوستداران را چه حظ؟ ۱
چون ندارد وعده وصل تو امکان وفا
غیر داغ انتظار امیدواران را چه حظ؟ ۲
چشم من، کز گریه نابیناست، چون بیند رخت؟
از تماشای چمن ابر بهاران را چه حظ؟ ۳
درد بی درمان خوبان چون نمی گیرد قرار
دردمندان را چه حاصل، بیقراران را چه حظ؟ ۴
آن سوار از خاک ما تا کی برانگیزد غبار؟
از غبار انگیختن، یارب، سواران را چه حظ؟ ۵
میدهد خاک رهش خاصیت آب حیات
ور نه زین گرد مذلت خاکساران را چه حظ؟ ۶
یارب از قتل هلالی چیست مقصود بتان؟
از هلاک عندلیبان گلعذاران را چه حظ؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۲ - گر من ز شوق خویش نویسم بیار خط
گوهر بعدی:غزل ۲۱۴ - ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.