این متن درباره فطرت پاک انسان و تأثیر صفات و اعمال بر شخصیت اوست. انسان با فطرتی پاک به دنیا میآید و بسته به اعمال و صفاتی که پرورش میدهد، میتواند به فرشتهای نیکوکار یا موجودی بدتر از دیو تبدیل شود. متن تأکید میکند که باید با تلاش و مبارزه با هوای نفس، صفات نیکو را در خود تقویت کرد و از صفات ناپسند دوری جست. همچنین، بر اهمیت تعادل در سخن گفتن و سکوت و پیروی از عقل و شرع در گفتار تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی مانند فطرت، نفس، و صفات نیک و بد برای کودکان قابل درک نیست.
بخش ۱۲۰ - در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسد
از صفا قابل همه اوصاف ۱
هر صفت را که می شود طالب
می شود بر نهاد او غالب ۲
گر به خوی فرشته آرد روی
زود گردد فرشته سیرت و خوی ۳
ور زند فعل دیو از وی سر
شود از فعل بد ز دیو بتر ۴
ای نگشته ز فطرت اول
فطرت خویش را مکن مبدل ۵
جهد کن جهد تا به عالم دل
ملکات ملک کنی حاصل ۶
نسپاری عنان به حیله و رید
نشوی کارخانه دد و دیو ۷
ور نمانده ست فطرت تو سلیم
بل کز آفات نفس گشته سقیم ۸
از هواهای نفس خود وا کن
هر صفت را به ضد مداوا کن ۹
گر بخیلی به جود کوش و کرم
بذل دینار پیشه ساز و درم ۱۰
ور حریصی به داده شو خرسند
جز قناعت شعار خود مپسند ۱۱
نفس تو گر ز نطق یابد قوت
لب ببند از سخن به مهر سکوت ۱۲
ور ز خاموشی اش نصیب افتاد
بایدت لب به گفت و گوی گشاد ۱۳
گفت و گویی کلید صدق و صواب
نه که گردد مزید بعد و حجاب ۱۴
گر کند عقل و شرع حکم سخن
تو به طبع و هوا خموش مکن ۱۵
ور نباشد سخن فروشی خوش
رخت بر ساحل خموشی کن ۱۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.