خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلی، زیبایی و نازکی معشوق را توصیف میکند و از امید دیدار او سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل و سمن و یاسمن، به توصیف ظرافت و لطافت معشوق میپردازد و از تأثیر سخنان او بر جانها یاد میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۰۳ - زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش
زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش
امید هست که بینم به کام خویشتنش ۱
چه نازکیست، تعالی الله! آن سهی قد را؟
که از گل و سمن آزرده میشود بدنش ۲
هزار تازه گل از بوستان دمید ولی
یکی ز روی لطافت نمیرسد به تنش ۳
سزد که جامهی جان را قبا کند از شوق
هزار یوسف مصری به بوی پیرهنش ۴
تبارک الله! ازین سبزهای که تازه دمید!
به دامن سمن و بر کنار یاسمنش ۵
برادران، به سگ کوی یار اگر برسید
تحیتی برسانید از زبان منش ۶
هلالی از لب جانان عجب حدیثی گفت!
که تازه شد همه جانها ز لذت سخنش ۷
امید هست که بینم به کام خویشتنش ۱
چه نازکیست، تعالی الله! آن سهی قد را؟
که از گل و سمن آزرده میشود بدنش ۲
هزار تازه گل از بوستان دمید ولی
یکی ز روی لطافت نمیرسد به تنش ۳
سزد که جامهی جان را قبا کند از شوق
هزار یوسف مصری به بوی پیرهنش ۴
تبارک الله! ازین سبزهای که تازه دمید!
به دامن سمن و بر کنار یاسمنش ۵
برادران، به سگ کوی یار اگر برسید
تحیتی برسانید از زبان منش ۶
هلالی از لب جانان عجب حدیثی گفت!
که تازه شد همه جانها ز لذت سخنش ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۲ - آنکه از آب حیات آزرده می گردد تنش
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴ - گر گذر افتد، چو باد صبح، بر خاک منش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.