خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به توصیف یک شخصیت قهرمانی و ایدهآل میپردازد. شاعر از زیبایی، قدرت و لطافت این شخصیت سخن میگوید و آرزو میکند که دشمنانش به جای دوستانش آسیب ببینند. همچنین، شاعر به نمادهای جنگ و صلابت مانند زره و اسب اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به جنگ و زخم ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
غزل ۲۰۲ - آنکه از آب حیات آزرده می گردد تنش
آنکه از آب حیات آزرده می گردد تنش
کی توان دیدن به روز جنگ غرق آهنش؟ ۱
آنکه بر دوشش گرانی می کند جیب قبا
چون روا دارد کسی بار زره بر گردنش؟ ۲
خوش نباشد در قبای آهنین آن سیمتن
ای خوش آن روزی که بینم در ته پیراهنش! ۳
آن تن پاک از لطافت هست چون آب حیات
غالبا موج همان آبست شکل جوشنش ۴
حیف باشد زخم تیر او به چشم دشمنان
چشم زخم دوستان بادا نصیب دشمنش! ۵
نعل بر شکل هلالی پای اسبش بوسه زد
کاشکی بودی هلالی نیز نعل توسنش! ۶
کی توان دیدن به روز جنگ غرق آهنش؟ ۱
آنکه بر دوشش گرانی می کند جیب قبا
چون روا دارد کسی بار زره بر گردنش؟ ۲
خوش نباشد در قبای آهنین آن سیمتن
ای خوش آن روزی که بینم در ته پیراهنش! ۳
آن تن پاک از لطافت هست چون آب حیات
غالبا موج همان آبست شکل جوشنش ۴
حیف باشد زخم تیر او به چشم دشمنان
چشم زخم دوستان بادا نصیب دشمنش! ۵
نعل بر شکل هلالی پای اسبش بوسه زد
کاشکی بودی هلالی نیز نعل توسنش! ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۱ - آه! از آن ماه مسافر، که نیامد خبرش
گوهر بعدی:غزل ۲۰۳ - زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.