این شعر به بیان ظلمها و ستمهای بیحد و حصری میپردازد که بر اهل بیت پیامبر(ص) و بهویژه در واقعه کربلا روا داشته شده است. شاعر از فلک (نماد سرنوشت یا قدرت حاکم) گلایه میکند که چگونه داغهای کهنه را تازه کرده و بر خاندان پیامبر(ص) ستم روا داشته است. همچنین، به مصائب خاصی مانند شهادت امام حسین(ع)، اسارت اهل بیت، و ظلمهای دیگر اشاره میشود.
متن حاوی مضامین عمیق مذهبی و تاریخی است که نیاز به درک و شناخت کافی از وقایع عاشورا و مسائل مربوط به اهل بیت(ص) دارد. همچنین، توصیفهای غمانگیز و ظلمهای ذکرشده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال سنگین باشد.
شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسن
چرا؟ هر کهنه داغی بود از نو تازه کردی تو ۱
غمی ز اندازه بیرون بر دلم وارد شد از ظلمت
ز بس بر آل طاها ظلم بی اندازه کردی تو ۲
زهم اوراق کردی دفتر آل پیمبر را
کتاب آل سفیان را ز نو شیرازه کردی تو ۳
سر سبط نبی را از قفا از تن جدا کردی
به کوفه بردی و آویزهٔ دروازه کردی تو ۴
شهنشاهی که از آوازهٔ حسنش جهان پر بود
ز قتلش جمله عالم را پر از آوازه کردی تو ۵
اسیر و خون جگر از کربلا تا شام زینب را
پریشان موسوا را شتر جمازه کردی تو ۶
به رخسار زنان و دختران آل بوسفیان
ز خون نوخطان آل عصمت غازه کردی تو ۷
جفاهایی که با آل نبی کردی تو در عالم
دمادم داغ اهل عالمی را تازه کردی تو ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.