خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از ناامیدی و دوری از معشوق شکایت میکند و بیان میکند که عمری را به امید دیدار او گذرانده اما جز رنج و ناکامی نصیبی نداشته است.
محتوا عاشقانه و حزنانگیز است و درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
رباعی ۴۵ - دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت
دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت
از گلبن وصل تو به جز خار نیافت ۱
عمری به امید حلقه زد بر در او
چون حلقه برون در، دگر بار نیافت ۲
از گلبن وصل تو به جز خار نیافت ۱
عمری به امید حلقه زد بر در او
چون حلقه برون در، دگر بار نیافت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۴ - افسوس! که ایام جوانی بگذشت
گوهر بعدی:رباعی ۴۶ - عالم ز لباس شادیم عریان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.