نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۴۸ - بلبلا نعره مستانه مبارک باشد
بلبلا نعره مستانه مبارک باشد مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۲۳ - یا رشأ فدیته من زمن رأیته
یا رَشَأً فَدَیتُهُ مِنْ زَمَنٍ رَأَیْتُهُ افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۴ - برخیز و بزدای از دلم، ساقی غم ایام را
برخیز و بزدای از دلم، ساقی غم ایام را اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۳۲ - بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری
بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۸۵ - شمس الدین کرمانی علیه الرّحمة
آن جناب از عارفین کامل و محققین واصل و به شمس الدین طغان مشهور است. شیخی صاحب کمال و فصیحی شیرین مقال. فاضلی گرانمایه و عالمی بلندپایه. از اوست: مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۲۹ - ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
ای در طَوافِ ماهِ تو ماه و سِپِهرْ مُشتری نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۷۷ - یوسف مصر دلم از چه ز کنعان بگذشت
یوسف مصر دلم از چه ز کنعان بگذشت فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۷۳ - طوطی شکرخایم نیشکر نمیدانم
طوطی شکرخایم نیشکر نمیدانم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۹ - دگر با نوخطی دارد دل من در میان سودا
دگر با نوخطی دارد دل من در میان سودا ملا احمد نراقی : باب چهارم
وجوب عینی علم اخلاق
و اما علم اخلاق که علم آفات نفس و کمالات آن باشد پس واجب عینی است بر هر کسی به قدر حوصله و استعدادش، زیرا که هلاکت انسان در واگذاشتن نفس است، و رستگاری او در تذهیب آن «قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها» بلکه غرض کلی از بعثت نبی، آموختن این علم است همچنان که فرمودند «انما بعثت لأتمم مکارم الاخلاق» یعنی «من مبعوث شده ام که اخلاق حسنه را به إتمام رسانم» پس بر هر کسی لازم است که بعضی از اوقات خود را صرف شناختن غایت نفس و کمالات آن و طریقه معالجه بیماری آن نماید به وسیله رجوع به کتب اخلاق و حدیث یا استماع از ارباب این فن شریف و باید در طریق معالجه آن به آنچه از اخبار و آثار و طریق علماء و اخیار مستفاد می شود رفتار نماید و از بعضی بدعتها که طایفه ای از اهل بدع و أهواء، اختراع نموده اند احتراز نماید. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۴۴ - نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود
نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۷ - الاعراف
یکی از معنی اعراف بشنو ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
نیرنگ رفیق طرار در دیدن روی زن یار
یار طرار از این به تنگ آمد خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۱۵۲ - در تقاضای ده شتر از امیر الحاج
ای که هر دم ز تبت خلقت امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۹۰ - ای دوست سر زلفت در سینهٔ من بگشا
ای دوست سر زلفت در سینهٔ من بگشا نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۸۷ - ترا سزد که بگردش درآوری افلاک
ترا سزد که بگردش درآوری افلاک بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۴۰ - دل تومایل جفا است هنوز
دل تومایل جفا است هنوز باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۵۳ - درین بوم و برانم پرورش نه
درین بوم و برانم پرورش نه صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۰ - خورشید که عالمی مزین دارد
خورشید که عالمی مزین دارد صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۰۱ - چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی
چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی
شماره ۴۸ - بلبلا نعره مستانه مبارک باشد
بلبلا نعره مستانه مبارک باشد مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۲۳ - یا رشأ فدیته من زمن رأیته
یا رَشَأً فَدَیتُهُ مِنْ زَمَنٍ رَأَیْتُهُ افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۴ - برخیز و بزدای از دلم، ساقی غم ایام را
برخیز و بزدای از دلم، ساقی غم ایام را اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۳۲ - بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری
بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۸۵ - شمس الدین کرمانی علیه الرّحمة
آن جناب از عارفین کامل و محققین واصل و به شمس الدین طغان مشهور است. شیخی صاحب کمال و فصیحی شیرین مقال. فاضلی گرانمایه و عالمی بلندپایه. از اوست: مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۲۹ - ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
ای در طَوافِ ماهِ تو ماه و سِپِهرْ مُشتری نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۷۷ - یوسف مصر دلم از چه ز کنعان بگذشت
یوسف مصر دلم از چه ز کنعان بگذشت فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۷۳ - طوطی شکرخایم نیشکر نمیدانم
طوطی شکرخایم نیشکر نمیدانم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۹ - دگر با نوخطی دارد دل من در میان سودا
دگر با نوخطی دارد دل من در میان سودا ملا احمد نراقی : باب چهارم
وجوب عینی علم اخلاق
و اما علم اخلاق که علم آفات نفس و کمالات آن باشد پس واجب عینی است بر هر کسی به قدر حوصله و استعدادش، زیرا که هلاکت انسان در واگذاشتن نفس است، و رستگاری او در تذهیب آن «قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها» بلکه غرض کلی از بعثت نبی، آموختن این علم است همچنان که فرمودند «انما بعثت لأتمم مکارم الاخلاق» یعنی «من مبعوث شده ام که اخلاق حسنه را به إتمام رسانم» پس بر هر کسی لازم است که بعضی از اوقات خود را صرف شناختن غایت نفس و کمالات آن و طریقه معالجه بیماری آن نماید به وسیله رجوع به کتب اخلاق و حدیث یا استماع از ارباب این فن شریف و باید در طریق معالجه آن به آنچه از اخبار و آثار و طریق علماء و اخیار مستفاد می شود رفتار نماید و از بعضی بدعتها که طایفه ای از اهل بدع و أهواء، اختراع نموده اند احتراز نماید. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۴۴ - نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود
نه پیش از این مژه زینگونه خونفشانم بود صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۷ - الاعراف
یکی از معنی اعراف بشنو ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
نیرنگ رفیق طرار در دیدن روی زن یار
یار طرار از این به تنگ آمد خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۱۵۲ - در تقاضای ده شتر از امیر الحاج
ای که هر دم ز تبت خلقت امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۹۰ - ای دوست سر زلفت در سینهٔ من بگشا
ای دوست سر زلفت در سینهٔ من بگشا نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۸۷ - ترا سزد که بگردش درآوری افلاک
ترا سزد که بگردش درآوری افلاک بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۴۰ - دل تومایل جفا است هنوز
دل تومایل جفا است هنوز باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۵۳ - درین بوم و برانم پرورش نه
درین بوم و برانم پرورش نه صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۰ - خورشید که عالمی مزین دارد
خورشید که عالمی مزین دارد صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۰۱ - چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی
چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی