خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دوری یار و پایان تحمل خود میگوید. او از آزادی و اسارت، وفا و جفا، و رابطهٔ ارباب و بنده سخن میگوید و با اشاره به محمود و ایاز، به تلخیِ از دست دادن عشق و حرام شدن شادیها اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و تمثیلی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۹ - روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
من بودم و تحملی اما تمام شد ۱
اینست اگر فراغت آزادگان باغ
آسوده طایری که گرفتار دام شد ۲
زین باده ای که گشته ازو خون غم حلال
خوش نوش ای حریف که بر ما حرام شد ۳
آگاه ازین نگشت که در بندگی فتاد
محمود و درگمان که ایازش غلام شد ۴
سود وفا، زیان جفا، گفتمش طبیب
آگه نیم ازین دو پسندش کدام شد ۵
من بودم و تحملی اما تمام شد ۱
اینست اگر فراغت آزادگان باغ
آسوده طایری که گرفتار دام شد ۲
زین باده ای که گشته ازو خون غم حلال
خوش نوش ای حریف که بر ما حرام شد ۳
آگاه ازین نگشت که در بندگی فتاد
محمود و درگمان که ایازش غلام شد ۴
سود وفا، زیان جفا، گفتمش طبیب
آگه نیم ازین دو پسندش کدام شد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - گله ام از تو مپندار که از دل برود
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - بمن از ناز نگاهش نگرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.