مسعود سعد سلمان : مقطعات
شمارهٔ ۴۷ - مرثیه
بونصر حسن جوان بمیرد
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - د‌ر ستایش امیرزاد‌ه شیرد‌ل ارغون میرزا ابن شجاع ا‌لسلطنه گوید
به ‌گوش از هاتف غیبم سحرگه این ندا آمد
آرایه های ادبی : آرایه های لفظی
واج آرایی (نغمه حروف)
تکرار یک واج (صامت یا مصوت) است، در کلمه های یک مصراع یا یک بیت یا عبارت نثر به گونه ای که کلام را آهنگین می کند و آفریننده ی موسیقی درونی باشد و بر تاثیر سخن بیافزاید این تکرار آگاهانه ی واج ها را «واج آرایی» گویند. مثال: خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جـانب خـوارزم وزان اسـت توضیح: در این بیت تکرار واج « خ » و « ز » باعث ایجاد موسیقی درونی شده است. توجه: در زبان فارسی بیست و نه واج داریم / (بیست و سه صامت و شش مصوت) صامت ها همان حروف الفبای فارسی هستند و مصوت ها « ـــ » و « ا » ، « ی » ، « و » می باشند.
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۵۹ - چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن
چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن
سید حسن غزنوی : مقطعات
شماره ۳۱ - پاسبانان گنج فضل منند
پاسبانان گنج فضل منند
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۸۲ - عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
عاشق نتوان گفت که در بند نباشد
نهج البلاغه : حکمت ها
گشایش بعد از سختی
وَ قَالَ عليه‌السلام عِنْدَ تَنَاهِي اَلشِّدَّةِ تَكُونُ اَلْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ اَلْبَلاَءِ يَكُونُ اَلرَّخَاءُ
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۰۹ - می زدم با یاد ابرویش شراب ناب خوش
می زدم با یاد ابرویش شراب ناب خوش
مهدی اخوان ثالث : زمستان
اندوه
نه چراغ چشم گرگی پیر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۰۷ - هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
هیچ لب زیر فلک بی ناله جانکاه نیست
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۴۸ - گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۴۸ - همقطاران رفت ما ماندیم خاک کوی دوست
همقطاران رفت ما ماندیم خاک کوی دوست
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۱۷ - هم در مدح اتسز گوید
شهی که نقش نگین جلال شد نامش
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۵۷ - یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و می‌گرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیم‌وار کی فرزند را قربان می‌کرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود می‌سپرد و امر آمد مصطفی را علیه‌السلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فی‌ابراهیم
آن یکی پُرسید از مُفتی به راز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۵۶ - سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است
سخن عشق کسی کز لب ما نشنیده است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳۵۳ - ز تند باد جگرها مرا درونه بلرزد
ز تند باد جگرها مرا درونه بلرزد
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۲ - وی جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست
وی جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست
اقبال لاهوری : جاویدنامه
غزل زنده رود
به آدمی نرسیدی ، خدا چه میجوئی
محمد بن منور : منقولات
شماره ۶۸ - شیخ گفت: حقّیقة العبودیة شیئان: حسن الافتقار الی اللّه و هذا من باطن الاحوال و ح
شیخ گفت: حقّیقة العبودیة شیئان: حسن الافتقار الی اللّه و هذا من باطن الاحوال و حسن القدوة برسول اللّه صلی اللّه علیه و سلم و هذا الذی لیس للنفس فیه نصیب و لاراحة. گفت: طوبی لمن کان له فی عمره نفس واحد، خنک آنکه او را در همه عمر نفسی صافی برآید و آن نفس ضد نفس باشد و هر کجا نفس غالب بود این نفس نباشد بلکه دود تنور بود.
قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۱ - گر بداند لذت جان باختن در راه عشق
گر بداند لذت جان باختن در راه عشق