وفایی شوشتری : غزلیات
شماره ۲۴ - ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۳۷ - دوشم اسباب عیش نیکو بود
دوشم اسباب عیش نیکو بود
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۵۹ - خوشا جانی که جانانش تو باشی
خوشا جانی که جانانش تو باشی
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۸۱ - ای که دل برده ای ز دستم باز
ای که دل برده ای ز دستم باز
مجیرالدین بیلقانی : غزلیات
شماره ۱۱ - دلم عشق تو را چون جان نهان داشت
دلم عشق تو را چون جان نهان داشت
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۵۶ - عاشق شدن فرامرز بر دختر شاه پریان
چو بر تخت فیروزه رفت آفتاب
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۲۶ - گر نمیخواهی غمینم ساختن،شادم مکن
گر نمیخواهی غمینم ساختن،شادم مکن
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۵۲ - گلشن تویی بهار شکفتن به کام کیست
گلشن تویی بهار شکفتن به کام کیست
مولانا خالد نقشبندی : مفردات (معما به نامهای خاص)
شماره ۲
به تاب تب فتاد از تاب رویت این دل بی تاب
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۰۵ - زین چمن عاشق ز نخل عیش هرگز برنداشت
زین چمن عاشق ز نخل عیش هرگز برنداشت
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۷۹ - ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته‌ایم
ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته‌ایم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۸۹ - سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم
سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۰ - کشتن بندیان تأمل اولی تر است، به حکم آن که اختیار باقیست
کشتن بندیان تأمل اولی تر است، به حکم آن که اختیار باقیست: توان کشت و توان بخشید. و گر بی تأمل کشته شود، محتمل است که مصلحتی فوت شود که تدارک مثل آن ممتنع باشد.
ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۹۶ - حدیث لاجبر ولا تفویض بل امر بین الامرین
هست امر بین امرین ای پسر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۲۲ - خزان بیجگران نوبهار مردان است
خزان بیجگران نوبهار مردان است
عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۳ - آن نقطه که کیمیای دولت آن است
آن نقطه که کیمیای دولت آن است
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۵۴ - ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۶ - در سبب نظم این کتاب و باعث ترتیب این خطاب
از هر چه سخنوران بدانند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۱ - این چه روزست اینکه یار از در درآمد مر مرا
این چه روزست اینکه یار از در درآمد مر مرا
اثیر اخسیکتی : مفردات
شماره ۱۳ - ز نان و آب که اصل حیات آدمی اند
ز نان و آب که اصل حیات آدمی اند