خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عاشقی است که دل به معشوق سپرده، اما عشقش با بیمهری و رنج همراه بوده است. شاعر از سوختن دل و زبان به یاد معشوق میگوید و از ناسازگاری روزگار و معشوق شکایت دارد. در نهایت، او از رفتن جانش در این راه سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۱ - دلم عشق تو را چون جان نهان داشت
دلم عشق تو را چون جان نهان داشت
مسوز آن دل که عشقت را چو جان داشت ۱
به چشمم عشق تو خوش لقمه ای بود
چو خوردم استخوان اندر میان داشت ۲
زبانم سوخت چون نام غمت برد
تو گفتی نامش آتش در دهان داشت ۳
تو را دل چرب مرغی دید و نشنید
که غم بر شاخ مرغت آشیان داشت ۴
نهادم نام عشقت سود دارو
ولی ناخورده جانم را زیان داشت ۵
چه گویم خشک جانی رفت از آن کس
که در عالم ز خشک و تر همان داشت ۶
مجیر از غمزه ی شوخت بدان جست
که خون آلوده تیری در کمان داشت ۷
مسوز آن دل که عشقت را چو جان داشت ۱
به چشمم عشق تو خوش لقمه ای بود
چو خوردم استخوان اندر میان داشت ۲
زبانم سوخت چون نام غمت برد
تو گفتی نامش آتش در دهان داشت ۳
تو را دل چرب مرغی دید و نشنید
که غم بر شاخ مرغت آشیان داشت ۴
نهادم نام عشقت سود دارو
ولی ناخورده جانم را زیان داشت ۵
چه گویم خشک جانی رفت از آن کس
که در عالم ز خشک و تر همان داشت ۶
مجیر از غمزه ی شوخت بدان جست
که خون آلوده تیری در کمان داشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - در کوی تو عقل بی قراریست
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - دل سپر بفکند چون درد تو را درمان نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.