این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فراق یار میگوید و احساسات خود را با تصاویر زیبا و استعاری بیان میکند. او از بیقراری عقل و سوگوار بودن روح در غیاب معشوق سخن میگوید و هر جزء از وجود معشوق را به عناصری مانند تیر و مار تشبیه میکند. شاعر با وجود ناامیدیهای ظاهری، هنوز به وصل امیدوار است و عشق را فراتر از تواناییهای خود میداند. در پایان، او از خوشحالی خود میگوید که غم معشوق به عنوان یادگاری از گذشتهها باقی مانده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'هر موی طره ی تو ماریست' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۰ - در کوی تو عقل بی قراریست
بی روی تو روح سوگواریست ۱
هر تار ز نرگس تو تیری است
هر موی طره ی تو ماریست ۲
وصل است ز تو نخست پس هجر
آری پس هر میی خماریست ۳
نومید نیم ز کار وصلت
زیرا که زمانه هم به کاریست ۴
خود عشق چه در خورست ما را؟
ما را نه دلی نه روزگاریست ۵
شادم که مجیر را غم تو
از هر چه گذشت یادگاریست ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.