خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از تجربههای عاشقانه و مستی در میخانه و خرابات سخن میگوید. او از عشق و شادیهای ناشی از آن یاد میکند و خود را شاگرد میپرستان و بندهٔ سید خرابات میداند. این متن سرشار از احساسات عرفانی و عاشقانه است.
متن شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به مستی و مینوشی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۹۸ - در میخانه را گشادم باز
در میخانه را گشادم باز
داد رندان تمام دادم باز ۱
با حریفان نشسته ام سرمست
بزم شاهانه ای نهادم باز ۲
در خرابات مست و رندانه
فارغ البال اوفتادم باز ۳
غم عشقش که شادی جانست
شاد بادا که کرد شادم باز ۴
دفتر کاینات می خواندم
شد به عشقش همه ز یادم باز ۵
من چو شاگرد می پرستانم
در همه کار اوستادم باز ۶
بندهٔ سید خراباتم
بر همه عاشقان زیادم باز ۷
داد رندان تمام دادم باز ۱
با حریفان نشسته ام سرمست
بزم شاهانه ای نهادم باز ۲
در خرابات مست و رندانه
فارغ البال اوفتادم باز ۳
غم عشقش که شادی جانست
شاد بادا که کرد شادم باز ۴
دفتر کاینات می خواندم
شد به عشقش همه ز یادم باز ۵
من چو شاگرد می پرستانم
در همه کار اوستادم باز ۶
بندهٔ سید خراباتم
بر همه عاشقان زیادم باز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹۷ - من سودازده با عشق درافتادم باز
گوهر بعدی:غزل ۸۹۹ - مرغ جانم می کند پرواز باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.