قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۲۰۳ - در مدح ابونصر مملان
دهد روی آن سرو سیمین نشانی
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۳۸ - یاد چشمت چو پی غارت جان می آید
یاد چشمت چو پی غارت جان می آید
ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۹۶ - مطلع ثانی
که ای سفینه دستت خزینه آمال
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - محبت خدا بالاترین محبت ها
مذکور شد که این محبتی که از جمله صفات حسنه و اوصاف پسندیده است چیزی است که محبت به آن شرعا ممدوح و مستحسن باشد و آن محبتی است که ما در این مقام گفتگو از آن می کنیم و آن محبت به خداست و آنچه به او منسوب است.
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۵۱ - نکند هیچ یتیم به عسس ساخته ای
نکند هیچ یتیم به عسس ساخته ای
امیر پازواری : هشت‌بیتی‌ها
شماره ۱۵ - بِلْ شه دَمْ‌رِهْ مه دَمْ، بدنْ دارمه بی دَمْ
بِلْ شه دَمْ‌رِهْ مه دَمْ، بدنْ دارمه بی دَمْ
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۶ - عالم خراب از نگه می پرست تست
عالم خراب از نگه می پرست تست
مفاتیح الجنان : تعیین اسامى نبى و ائمه (ع) به روزهاى هفته و زیارت ایشان در هر روز
زیارت حضرت امام عسکرى (ع) در روز پنج شنبه
 روز پنجشنبه به نام امام حسن عسکری(علیه السلام) است. در زیارت آن حضرت بگو:
ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۱۰ - چکامه
وقتی پسرم عیسی را که آنوقت دو سال و دو ماه از سنش گذشته بود از جانب کارگذاران حضرت اقدس ولینعمت روحی فدا خلعت استیفاء بدادند در پاداش چاکری من زیرا که کودک مهد که زبان پدر و مادر نیک نیاموخته استیفاء و دبیری هیچ نداند که چیست و بزرگان کار شگرف بنااهلان و خوردان ندهند مگر در جبلت وی استعدادی نگرند یا حقوق خدمت پدرانش را از ذمت عالی ادا کنند چون وزارت دیوان رسائل خاصه سرکاری و ریاست دارالانشاء در این وقت که بیست و پنجم صفر یکهزار و سیصد و هشت بود بر عهده جناب دبیرالسلطنه میرزا فضل الله خان طباطبائی مفوض میبود و آنجناب را با من محبتی فراوان مشاهده میشد باین ابیات او را ستایش کرده مطلع آنرا ترجمه این بیت تازی قرار دادم که گفته اندبیت
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۱۲ - آن که بی شیرازه دارد کهنه اوراق مرا
آن که بی شیرازه دارد کهنه اوراق مرا
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۵۴ - افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش
افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر ابوعبدالله بن الجلاقدس الله روحه العزیز
آن سفینه بحر دیانت آن سکینه اهل متانت آن بدرقه مقامات آن آینهٔ کرامات آن آفتاب فلک رضا ابوعبدالله بن الجلا رحمة الله علیه از مشایخ کبار شام بود و محمود و مقبول این طایفه بود و مخصوص به کلمات رفیع و اشارات بدیع ودر حقایق و معارف و دقایق و لطایف بی‌نظیر بود ابوتراب و ذوالنون مصری را دیده بود و با جنید و نوری صحبت داشته بود ابوعمر و دمشقی گفت: ازو شنیدم که گفت: در ابتدا مادر و پدر را گفتم مرا در کار خدای کنید گفتند کردیم پس از پیش ایشان برفتم مدتی چون بازآمدم بدرخانه رفتم و در بزدم پدرم گفت: کیستی گفتم فرزند تو گفت: مرا فرزندی بود به خدای بخشیدم و آنچه بخشیده بازنستانم در به من نگشاد.
صفی علیشاه : متفرقات
شماره ۱۳ - ز تنهایی دلم دیوانه شد آن یار همدم کو
ز تنهایی دلم دیوانه شد آن یار همدم کو
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰ - شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شبها
شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شبها
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۸۲ - دل ما زخمی از مرهم ندارد
دل ما زخمی از مرهم ندارد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۸۳ - به بی برگی قناعت می کنم تا نوبهار آید
به بی برگی قناعت می کنم تا نوبهار آید
ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۶۶ - شاهین تیز پنجه زرین پرم پرید
شاهین تیز پنجه زرین پرم پرید
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۰ - کی در دل ما جز تو کسی را گذری هست
کی در دل ما جز تو کسی را گذری هست
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۶۸ - عشق تو بند علایق ز ره ما برداشت
عشق تو بند علایق ز ره ما برداشت
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۸۴ - دارم دل افروخته چون خلوت فانوس
دارم دل افروخته چون خلوت فانوس