ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۳۶ - خدایگانا از گرد راه موکب تو
خدایگانا از گرد راه موکب تو
امیر پازواری : هشت‌بیتی‌ها
شماره ۲۲ - زلفِ هندُو، آتشْ‌پرستْ یا زنّاره؟
زلفِ هندُو، آتشْ‌پرستْ یا زنّاره؟
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۲۳ - هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
ادیب الممالک : فرهنگ پارسی
شماره ۴۳ - «هدمان » ایثار و نطق باشد «کردیز»
«هدمان » ایثار و نطق باشد «کردیز»
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۲۳۰ - فراموشی فراموش دل ماست
فراموشی فراموش دل ماست
الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۷ - با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
با کاروان عشق تو چون همسفر شدم
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۱۸ - الهی دریغا که روزگار بر باد دادیم و شکر نعمت ولی نعمت نگُذاردیم، دریغا که قدر عُ
الهی دریغا که روزگار بر باد دادیم و شکر نعمت ولی نعمت نگُذاردیم، دریغا که قدر عُمر خویشتن نشناختیم و از کار دنیا به اطاعت مولا نپرداختیم، دریغا که عُمر عزیز بسر آمد و روزگار بگُذشت.
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۲۱۲ - در مدح ابوالمظفر فضلون و شکایت از درد نقرس
هرکه زو دیده بود یزدان بی فرمانی
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۶۷ - عالم از عشق در وجود آمد
عالم از عشق در وجود آمد
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۸۹ - ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز
ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز
ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۸۱ - آن را که پدر تجربت و فضل نیاموخت
آن را که پدر تجربت و فضل نیاموخت
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۱۳ - از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
از نیاز و طاعتم مقصود دیدارست و بس
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۳ - دلم ز خاک ره آن غیرت پری برداشت
دلم ز خاک ره آن غیرت پری برداشت
ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۱۲۲ - آل عباس را به «قلب صد و سی و دو» رسید
آل عباس را به «قلب صد و سی و دو» رسید
صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۶۱ - حکایت
شنیدم که رستم به مازندران
ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۱۴۶ - اداره اوقاف پیشین
ای دوست بیا مسند اوقات ببین
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۸ - تو را که چرخ به کام من از جفا نگذاشت
تو را که چرخ به کام من از جفا نگذاشت
جمال‌الدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۱۱۶ - ای بیش ز مه بنیکوئی و کم نی
ای بیش ز مه بنیکوئی و کم نی
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۴۱ - بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۷۰ - رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد