شمس مغربی : رباعیات
شماره ۷ - ای حسن تو در کل مظاهر ظاهر
ای حسن تو در کل مظاهر ظاهر منوچهری دامغانی : مسمطات
در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی
آب آنگور بیارید که آبانماهست خیام : رباعیات
رباعی ۲۴ - چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - فی مدح اشرف الدین
ای جهان شرف بتو معمور اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۹۹ - چون نگه حیرت پرست یک تماشا بوده ام
چون نگه حیرت پرست یک تماشا بوده ام واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۰۹ - به پیری و جوانی در طلب، زشتست تقصیرت
به پیری و جوانی در طلب، زشتست تقصیرت فریدون مشیری : از خاموشی
ساقی
کاش می دیدم، چیست سهراب سپهری : آوار آفتاب
سایبان آرامش ما، ماییم
در هوای دو گانگی ، تازگی چهره ها پژمرد. جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - وله
تا عبای شه بدوش خویش میر ما گرفت اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۷۶ - دم درکش و در خویش سیاحی می کن
دم درکش و در خویش سیاحی می کن مفاتیح الجنان : صلوات بر حجج طاهره (ع)
صلوات بر فاطمه زهرا(س)
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی الصِّدِّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّکیةِ، حَبِیبَةِ حَبِیبِک وَنَبِیک، وَأُمِّ أَحِبَّائِک وَأَصْفِیائِک، الَّتِی انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَی نِساءِ الْعالَمِینَ. اللّهُمَّ کنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَکنِ الثَّائِرَ اللّهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها. اللّهُمَّ وَکما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدی، وَحَلِیلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَالْکرِیمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلی، فَصَلِّ عَلَیها وَعَلَی أُمِّها صَلاةً تُکرِمُ بِها وَجْهَ أَبِیها مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّبِها أَعْینَ ذُرِّیتِها، وَأَبْلِغْهُمْ عَنِّی فِی هذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِیةِ وَالسَّلامِ. سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۳۵ - دل بستدم از کفشگری روی چو ماه
دل بستدم از کفشگری روی چو ماه بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۰۸ - ادب نهکسب عبادت نه سعی حقطلبیست
ادب نهکسب عبادت نه سعی حقطلبیست فروغ فرخزاد : اسیر
عصیان
به لبهایم مزن قفل خموشی عیوقی : ورقه و گلشاه
بخش ۱۱ - شعر گفتن ربیع ابن عدنان
همی گفت شاه سواران منم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۴ - تا نفرسود است پا، بیراهه پیما می شوم
تا نفرسود است پا، بیراهه پیما می شوم سعدی : قطعات
شماره ۲۱۱ - مکافات بدی کردن حلالست
مکافات بدی کردن حلالست جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۹۱ - وله
بسان چرخ عید جم دوباره آرایه های ادبی : آرایه های معنوی
لف و نشر
«لف» در لغت به معنی پیچیدن و «نشر» به معنی پراکندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو یا چند کلمه است در بخشی از کلام که توضیح آن ها در بخش دیگر آمده است. نکته 1: کلماتی که در بخش اوّل می آیند، «لف» و کلمـاتی که به عنـوان توضیح در بخـش دوم می آیند، «نشر» نام دارند. نکته 2: هرگاه نظم و ترتیب بین کلمات «لف و نشر» رعایت شده باشد، آن را «لف و نشر مرتب» گویند و در غیر این صورت «لف و نشر مشوش» خوانده می شود. مثال 1: تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم توضیح: واژه های «ببینم» و «بشنوم» لف است. و دو واژه «سمع و بصر» نشر قرار گرفته است. چون کلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح کلمات «لف» قرار نگرفته اند، لذا به آن «لف و نشر مشوش» گویند. (بصر شدم تا ببینم، سمع شدم تا بشنوم) مثال 2: دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم. توضیح: دوترکیب «دشمن ملک و دشمن دین» لف و دو ترکیب «پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند. لذا چون توضیح «نشر» با «لف» برابر است، آن را «لف و نشر مرتب» گویند. (پادشاه بی حلم دشمن ملک و زاهد بی علم دشمن دین هستند.) قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۷۳ - چون برق مباش دشمن کشتی چند
چون برق مباش دشمن کشتی چند
شماره ۷ - ای حسن تو در کل مظاهر ظاهر
ای حسن تو در کل مظاهر ظاهر منوچهری دامغانی : مسمطات
در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی
آب آنگور بیارید که آبانماهست خیام : رباعیات
رباعی ۲۴ - چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۷۴ - فی مدح اشرف الدین
ای جهان شرف بتو معمور اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۹۹ - چون نگه حیرت پرست یک تماشا بوده ام
چون نگه حیرت پرست یک تماشا بوده ام واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۰۹ - به پیری و جوانی در طلب، زشتست تقصیرت
به پیری و جوانی در طلب، زشتست تقصیرت فریدون مشیری : از خاموشی
ساقی
کاش می دیدم، چیست سهراب سپهری : آوار آفتاب
سایبان آرامش ما، ماییم
در هوای دو گانگی ، تازگی چهره ها پژمرد. جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - وله
تا عبای شه بدوش خویش میر ما گرفت اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۷۶ - دم درکش و در خویش سیاحی می کن
دم درکش و در خویش سیاحی می کن مفاتیح الجنان : صلوات بر حجج طاهره (ع)
صلوات بر فاطمه زهرا(س)
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی الصِّدِّیقَةِ فاطِمَةَ الزَّکیةِ، حَبِیبَةِ حَبِیبِک وَنَبِیک، وَأُمِّ أَحِبَّائِک وَأَصْفِیائِک، الَّتِی انْتَجَبْتَها وَفَضَّلْتَها وَاخْتَرْتَها عَلَی نِساءِ الْعالَمِینَ. اللّهُمَّ کنِ الطَّالِبَ لَها مِمَّنْ ظَلَمَها وَاسْتَخَفَّ بِحَقِّها، وَکنِ الثَّائِرَ اللّهُمَّ بِدَمِ أَوْلادِها. اللّهُمَّ وَکما جَعَلْتَها أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدی، وَحَلِیلَةَ صاحِبِ اللَِّواءِ، وَالْکرِیمَةَ عِنْدَ الْمَلإِ الْأَعْلی، فَصَلِّ عَلَیها وَعَلَی أُمِّها صَلاةً تُکرِمُ بِها وَجْهَ أَبِیها مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَتُقِرُّبِها أَعْینَ ذُرِّیتِها، وَأَبْلِغْهُمْ عَنِّی فِی هذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِیةِ وَالسَّلامِ. سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۳۵ - دل بستدم از کفشگری روی چو ماه
دل بستدم از کفشگری روی چو ماه بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۰۸ - ادب نهکسب عبادت نه سعی حقطلبیست
ادب نهکسب عبادت نه سعی حقطلبیست فروغ فرخزاد : اسیر
عصیان
به لبهایم مزن قفل خموشی عیوقی : ورقه و گلشاه
بخش ۱۱ - شعر گفتن ربیع ابن عدنان
همی گفت شاه سواران منم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۴ - تا نفرسود است پا، بیراهه پیما می شوم
تا نفرسود است پا، بیراهه پیما می شوم سعدی : قطعات
شماره ۲۱۱ - مکافات بدی کردن حلالست
مکافات بدی کردن حلالست جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۹۱ - وله
بسان چرخ عید جم دوباره آرایه های ادبی : آرایه های معنوی
لف و نشر
«لف» در لغت به معنی پیچیدن و «نشر» به معنی پراکندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو یا چند کلمه است در بخشی از کلام که توضیح آن ها در بخش دیگر آمده است. نکته 1: کلماتی که در بخش اوّل می آیند، «لف» و کلمـاتی که به عنـوان توضیح در بخـش دوم می آیند، «نشر» نام دارند. نکته 2: هرگاه نظم و ترتیب بین کلمات «لف و نشر» رعایت شده باشد، آن را «لف و نشر مرتب» گویند و در غیر این صورت «لف و نشر مشوش» خوانده می شود. مثال 1: تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم توضیح: واژه های «ببینم» و «بشنوم» لف است. و دو واژه «سمع و بصر» نشر قرار گرفته است. چون کلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح کلمات «لف» قرار نگرفته اند، لذا به آن «لف و نشر مشوش» گویند. (بصر شدم تا ببینم، سمع شدم تا بشنوم) مثال 2: دو کس دشمن ملک و دینند: پادشاه بی حلم و زاهد بی علم. توضیح: دوترکیب «دشمن ملک و دشمن دین» لف و دو ترکیب «پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند. لذا چون توضیح «نشر» با «لف» برابر است، آن را «لف و نشر مرتب» گویند. (پادشاه بی حلم دشمن ملک و زاهد بی علم دشمن دین هستند.) قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۷۳ - چون برق مباش دشمن کشتی چند
چون برق مباش دشمن کشتی چند