خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از «نظیری» بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. در آن از زیبایی و فتنهانگیزی معشوق، ترس از اتهام موحدان، فریب ملائک و توصیف حالات عاشقانه سخن گفته شده است. شاعر از دلباختگی، نالههای دل و وابستگی به لطف معشوق میگوید و در نهایت به پرواز دل به سوی کعبه عشق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۴۱ - بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
بلاست خط نگارین و زلف خود به خمش
دگر ز فتنه چه بر سر نوشته تا قلمش ۱
به این جمال و نکویی که اوست می ترسم
موحدان به خدایی کنند متهمش ۲
اگر فریب ملایک دهد عجب نبود
که یاصمد بنویسند جای یاصنمش ۳
شبی به ناله دلش را اگر به دست آری
به هر امید توان کرد تکیه بر کرمش ۴
دلی که راه به آن چشمه زنخدان برد
مسیح آب خضر می دهد به جام جمش ۵
شعور نیست که یک دم به خویش پردازم
خرابم از قدح التفات دم به دمش ۶
اگر زین به رگم ریش باخبر نشوم
ز پای تا بسرم محو لذت المش ۷
به قید زلف گره گیر او گرفتارم
دریغ جان نتوانم فشاند در قدمش ۸
پریده دل به هوای کسی «نظیری » را
که گرد کعبه بگردد کبوتر حرمش ۹
دگر ز فتنه چه بر سر نوشته تا قلمش ۱
به این جمال و نکویی که اوست می ترسم
موحدان به خدایی کنند متهمش ۲
اگر فریب ملایک دهد عجب نبود
که یاصمد بنویسند جای یاصنمش ۳
شبی به ناله دلش را اگر به دست آری
به هر امید توان کرد تکیه بر کرمش ۴
دلی که راه به آن چشمه زنخدان برد
مسیح آب خضر می دهد به جام جمش ۵
شعور نیست که یک دم به خویش پردازم
خرابم از قدح التفات دم به دمش ۶
اگر زین به رگم ریش باخبر نشوم
ز پای تا بسرم محو لذت المش ۷
به قید زلف گره گیر او گرفتارم
دریغ جان نتوانم فشاند در قدمش ۸
پریده دل به هوای کسی «نظیری » را
که گرد کعبه بگردد کبوتر حرمش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۰ - شرمسارم از دل بی صبر و بی آرام خویش
گوهر بعدی:شماره ۳۴۲ - هرگز گلی شکفته نشد از نسیم خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.