خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن بالا به عشق به عنوان نیروی محرکه و معمار هستی می‌پردازد. عشق برتر از عقل و دیگر مفاهیم دانسته شده و به عنوان جوهره اصلی وجود توصیف می‌شود. شاعر از عشق به عنوان عنصری فراتر از زمان و مکان یاد می‌کند که همه چیز از آن نشأت می‌گیرد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۷ - عالم از عشق در وجود آمد

عالم از عشق در وجود آمد
عشق معمار هست و بود آمد ۱

در بشر کبریای عشق نمود
ملک از عجز در سجود آمد ۲

رد شد از صدر بارگاه شهود
آن که در کار ما حسود آمد ۳

عشق بر تخت از زبر نگریست
عقل و لوح و قلم فرود آمد ۴

هرچه اهلیت نمودن داشت
همه از عشق در نمود آمد ۵

نیست جز عشق و عاشق و معشوق
هرچه در معرض شهود آمد ۶

عقل بر کار عشق سوخت سپند
شکل این گنبد کبود آمد ۷

عشق صنعت نمود بی آلت
بود هرچند از نبود آمد ۸

جامه مجنون درد که خلعت عشق
عاری از جنس تار و پود آمد ۹

عشق را عشق دی و فردا نیست
دیر هم زودتر ز زود آمد ۱۰

شد جوانی و عشق و حرص به جاست
شعله بنشست و خس به دود آمد ۱۱

ز سخن بر لب «نظیری » جوش
عشق در گفت و در شنود آمد ۱۲
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۲ ۵۷۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - هوس پروانه است اما به گرد دود می گردد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - روز ازلم بود به نابود نهفتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.