این متن به دو بخش اصلی تقسیم میشود: در بخش اول، توصیفی از رستم و رویارویی او با دیو در مازندران ارائه میشود که نمادی از نبرد خیر و شر است. در بخش دوم، متن به وضعیت دلیران امروزی میپردازد که با کودکان بیگناه میجنگند، در حالی که کودک در آغوش مادرش در خواب است. این بخش انتقادی است به خشونتهای معاصر و فقدان مردانگی واقعی.
متن دارای مضامین پیچیدهای مانند خشونت، انتقاد اجتماعی و مفاهیم نمادین است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و شناخت نسبی از ادبیات حماسی و مسائل اجتماعی دارد. همچنین، توصیف خشونت علیه کودکان ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شمارهٔ ۶۱ - حکایت
چو بر کشتن دیو بستی میان ۱
بدیدی کهن اهرمن را به خواب
به خود کردی از روی مردی خطاب ۲
که در خوابش ار لخت بران زنم
چه سان دم ز مردی به دوران زنم ۳
خود آن فتنهٔ خفته بیدار کرد
پس آنگه بوی عزم پیکار کرد ۴
دلیران امروز شبهای تار
ستیزند با کودک شیرخوار ۵
به خوابست در دامن مادرش
که ریزند بمب گران بر سرش ۶
کجایند مردان که عبرت برند
به مردانگیهایشان بنگرند ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.