سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۱۰ - درد دلم از طبیب بیهوده مپرس
درد دلم از طبیب بیهوده مپرس همام تبریزی : مثنویات
شمارهٔ ۱۱ - فی التواضع
دل ربایی به دل نوازی کن صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۷ - رهروان چون بر میان دامان استغنا زنند
رهروان چون بر میان دامان استغنا زنند مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۴۳ - میگزید او آستین را، شرمگین در آمدن
میگَزید او آستین را، شَرمگین در آمدن فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۳۹ - کسی کو چشم دل بیدار دارد
کسی کو چشم دل بیدار دارد نظامی عروضی : مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر
بخش ۸ - حکایت شش - ازرقی
آل سلجوق همه شعر دوست بودند اما هیچ کس بشعر دوستیتر از طغانشاه بن الب ارسلان نبود و محاورت و معاشرت او همه با شعرا بود و ندیمان او همه شعرا بودند چون امیر ابو عبدالله قریشی و ابوبکر ازرقی و ابو منصور با یوسف و شجاعی نسوی و احمد بدیهی و حقیقی و نسیمی و اینها مرتب خدمت بودند و آینده و رونده بسیار بودند همه ازو مرزوق و محظوظ مگر روزی امیر با احمد بدیهی نرد میباخت و نرد ده هزاری بپایین کشیده بود و امیر دو مهره در شش گاه داشت و احمد بدیهی دو مهره در یک گاه و ضرب امیر را بود احتیاطها کرد و بینداخت تا دو شش زند دو یک برآمد عظیم طیره شد و از طبع برفت و جای آن بود و آن غضب بدرجهٔ کشید که هر ساعت دست به تیغ میکرد و ندیمان چون برگ بر درخت همی لرزیدند که پادشاه بود و کودک بود و مقمور بچنان زخمی ابو بکر ازرقی برخاست و بنزدیک مطربان شد و این دو بیتی بازخواند: خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۰۵ - ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۰۵ - ای ملک دلم خراب کرده
ای ملک دلم خراب کرده میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۰۴ - گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد
گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۶۹ - صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۲ - تا گل لعل روی بنمودست
تا گل لعل روی بنمودست کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۰۴ - دل در پی دلبر بسفر خواهد شد
دل در پی دلبر بسفر خواهد شد عطار نیشابوری : باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شماره ۳۶ - ای بی سر و بن گشته جهانی از تو
ای بی سر و بن گشته جهانی از تو صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۲۲ - جز فضل تو کس یافت کجا دادرسی
جز فضل تو کس یافت کجا دادرسی کمال خجندی : معمیات
شماره ۴ - عیدی دیدم سر علم افتاد
عیدی دیدم سر علم افتاد قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در تهنیت عید مولود امیرالمؤمنین علیهلسلام و مدح پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه
خیمهٔ زربفت زد بر چرخ نیلی آفتاب سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۰۹ - ای در سر زلف تو صبا عنبر بیز
ای در سر زلف تو صبا عنبر بیز فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آگاهى یافتن موبد از رامین و رفتن او در باغ
چو شاهنشاه آگه شد ز رامین شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شماره ۴۸ - عارف راز حضرت معروف
عارف راز حضرت معروف فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۳۴ - یکی شادمانی بد اندر جهان
یکی شادمانی بد اندر جهان
رباعی ۲۱۰ - درد دلم از طبیب بیهوده مپرس
درد دلم از طبیب بیهوده مپرس همام تبریزی : مثنویات
شمارهٔ ۱۱ - فی التواضع
دل ربایی به دل نوازی کن صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۷ - رهروان چون بر میان دامان استغنا زنند
رهروان چون بر میان دامان استغنا زنند مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۴۳ - میگزید او آستین را، شرمگین در آمدن
میگَزید او آستین را، شَرمگین در آمدن فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۳۹ - کسی کو چشم دل بیدار دارد
کسی کو چشم دل بیدار دارد نظامی عروضی : مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر
بخش ۸ - حکایت شش - ازرقی
آل سلجوق همه شعر دوست بودند اما هیچ کس بشعر دوستیتر از طغانشاه بن الب ارسلان نبود و محاورت و معاشرت او همه با شعرا بود و ندیمان او همه شعرا بودند چون امیر ابو عبدالله قریشی و ابوبکر ازرقی و ابو منصور با یوسف و شجاعی نسوی و احمد بدیهی و حقیقی و نسیمی و اینها مرتب خدمت بودند و آینده و رونده بسیار بودند همه ازو مرزوق و محظوظ مگر روزی امیر با احمد بدیهی نرد میباخت و نرد ده هزاری بپایین کشیده بود و امیر دو مهره در شش گاه داشت و احمد بدیهی دو مهره در یک گاه و ضرب امیر را بود احتیاطها کرد و بینداخت تا دو شش زند دو یک برآمد عظیم طیره شد و از طبع برفت و جای آن بود و آن غضب بدرجهٔ کشید که هر ساعت دست به تیغ میکرد و ندیمان چون برگ بر درخت همی لرزیدند که پادشاه بود و کودک بود و مقمور بچنان زخمی ابو بکر ازرقی برخاست و بنزدیک مطربان شد و این دو بیتی بازخواند: خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۳۰۵ - ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۰۵ - ای ملک دلم خراب کرده
ای ملک دلم خراب کرده میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۰۴ - گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد
گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۶۹ - صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۲ - تا گل لعل روی بنمودست
تا گل لعل روی بنمودست کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۰۴ - دل در پی دلبر بسفر خواهد شد
دل در پی دلبر بسفر خواهد شد عطار نیشابوری : باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شماره ۳۶ - ای بی سر و بن گشته جهانی از تو
ای بی سر و بن گشته جهانی از تو صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۲۲ - جز فضل تو کس یافت کجا دادرسی
جز فضل تو کس یافت کجا دادرسی کمال خجندی : معمیات
شماره ۴ - عیدی دیدم سر علم افتاد
عیدی دیدم سر علم افتاد قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در تهنیت عید مولود امیرالمؤمنین علیهلسلام و مدح پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه
خیمهٔ زربفت زد بر چرخ نیلی آفتاب سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۰۹ - ای در سر زلف تو صبا عنبر بیز
ای در سر زلف تو صبا عنبر بیز فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آگاهى یافتن موبد از رامین و رفتن او در باغ
چو شاهنشاه آگه شد ز رامین شاه نعمتالله ولی : مثنویات
شماره ۴۸ - عارف راز حضرت معروف
عارف راز حضرت معروف فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۳۴ - یکی شادمانی بد اندر جهان
یکی شادمانی بد اندر جهان