خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و سوز عاشقانه خود سخن میگوید. او با تشبیه خود به شمع و ذرات گرد، از رنجها و تبهای عشق مینالد، اما در عین حال از عشق به معشوق لذت میبرد. او حاضر است هر بلایی را از سر زلف معشوق بپذیرد و مانند لیلی و مجنون، اسیر عشق است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۵ - ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
با خیال نرگست درعین بیماری خوشیم ۱
سالها بودیم رقصان در هوایت ذرّه وار
واین زمان افتاده چون گردی به روی مفرشیم ۲
گه نشسته در عرق گه درتبیم از اشک و سوز
مختصر یعنی که در عشقت به آب و آتشیم ۳
گفته ای زلفم مکش ورنه بلا خواهی کشید
هر بلایی کز سر زلف تو آید می کشیم ۴
تا پی قید خیالی گرد گرد عارضت
زلف چون زنجیر تو لیلی ست ما مجنون وشیم ۵
با خیال نرگست درعین بیماری خوشیم ۱
سالها بودیم رقصان در هوایت ذرّه وار
واین زمان افتاده چون گردی به روی مفرشیم ۲
گه نشسته در عرق گه درتبیم از اشک و سوز
مختصر یعنی که در عشقت به آب و آتشیم ۳
گفته ای زلفم مکش ورنه بلا خواهی کشید
هر بلایی کز سر زلف تو آید می کشیم ۴
تا پی قید خیالی گرد گرد عارضت
زلف چون زنجیر تو لیلی ست ما مجنون وشیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۴ - ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۶ - مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.