خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری خود به معشوق میگوید و از درد هجران شکایت میکند. او با وجود تمام رنجها، همچنان به امید دیدار معشوق دعا میکند و عشق خود را به او ابراز میدارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۰۶ - مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
ز در مران که در این باب کارها دارم ۱
بدان هوس که به سر وقت من رسی روزی
ز پا فتاده ام و دست بر دعا دارم ۲
تو را که در غم هجران نبوده ای چه خبر
که بر دل از غم هجران تو چه ها دارم ۳
چو باد خوشدل از آنم که هرکجا هستم
تو را که سرو روان منی هوا دارم ۴
اگر شوم چو خیالی ز خویش بیگانه
روا بوَد چو خیال تو آشنا دارم ۵
ز در مران که در این باب کارها دارم ۱
بدان هوس که به سر وقت من رسی روزی
ز پا فتاده ام و دست بر دعا دارم ۲
تو را که در غم هجران نبوده ای چه خبر
که بر دل از غم هجران تو چه ها دارم ۳
چو باد خوشدل از آنم که هرکجا هستم
تو را که سرو روان منی هوا دارم ۴
اگر شوم چو خیالی ز خویش بیگانه
روا بوَد چو خیال تو آشنا دارم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.