این شعر بیانگر احساس پشیمانی و فروتنی شاعر در برابر خداوند است. او از تقصیرات خود آگاه است و با تواضع به درگاه الهی روی آورده، امیدوار به قبولی و بخشش. شاعر خود را همچون مورچهای حقیر میداند که به پیشگاه سلیمان میآید و با وجود کمبودن اعمال ظاهری، از نظر معنوی غمهای فراوانی کشیده است. در نهایت، او به دنبال بشارت و قبولی در بندگی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی موجود در شعر، مانند توبه، فروتنی و امید به بخشش، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۳۰۴ - ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
گوش بگرفته به درویشی به سلطان آمدیم ۱
همچو مورانِ حقیر از غایت تقصیر خویش
سر به پیش انداخته پیش سلیمان آمدیم ۲
تا مگر بویی بریم آخر ز درگاه قبول
ره همه ره چون صبا افتان و خیزان آمدیم ۳
مدّتی چون ذره سر گردان شدیم و عاقبت
پای کوبان جانب خورشید تابان آمدیم ۴
گرچه کمتر برده ایم از روی صورت ره به دوست
نیست جز غم از ره معنی فراوان آمدیم ۵
گو بشارت ده خیالی را به اسم بندگی
خاصه این ساعت که ما خاص از پیِ آن آمدیم ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.