خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه از عشق و فداکاری خود سخن میگوید. او تمام داراییهای خود را به معشوق بخشیده و رنج تیرهای غمزههای او را تحمل کرده است. در نهایت، دلش قربانی عشق شده و او این راه را انتخاب کرده است. همچنین، شاعر به آزادگی و درویشی خود اشاره میکند و اینکه از روزی که خود را مانند معشوق درویش گرفته، از تعلقات دنیوی رها شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۳ - ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
ترک همه گفتیم و تو را پیش گرفتیم ۱
از غمزه کمان گوشهٔ ابروی تو ما را
هر تیر که زد بر جگر ریش گرفتیم ۲
کردیم ز تیر تو حذر به که نگیری
بر کردهٔ ما عیب که بر خویش گرفتیم ۳
دل عاقبت از شوق کمانخانهٔ ابرو
قربان شد و ما نیز همین کیش گرفتیم ۴
آزاده ز شاهیّ دو کونیم خیالی
ز آن روز که خود را چو تو درویش گرفتیم ۵
ترک همه گفتیم و تو را پیش گرفتیم ۱
از غمزه کمان گوشهٔ ابروی تو ما را
هر تیر که زد بر جگر ریش گرفتیم ۲
کردیم ز تیر تو حذر به که نگیری
بر کردهٔ ما عیب که بر خویش گرفتیم ۳
دل عاقبت از شوق کمانخانهٔ ابرو
قربان شد و ما نیز همین کیش گرفتیم ۴
آزاده ز شاهیّ دو کونیم خیالی
ز آن روز که خود را چو تو درویش گرفتیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۲ - ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۴ - ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.