خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر دیوانگی و اسارت عاشق در زلف معشوق است. شاعر به تقصیرات خود اعتراف میکند و از لطف معشوق طلب بخشش دارد. همچنین، اشارهای به خدمت به پیر و قلندری و تسلیم در برابر تقدیر دارد. در نهایت، شاعر از درد عشق و فراق سخن میگوید و از هرگونه تزویر و ادعای صلاح دوری میجوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۰۲ - ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
دیوانه ییم و پای به زنجیر می کنیم ۱
تو از کمال لطف بیارا قصور ما
هرچند ما به کار تو تقصیر می کنیم ۲
با می حقوق صحبت ما این زمانه نیست
عمری ست تا که خدمت این پیر می کنیم ۳
ره برده ایم جانب ملک قلندری
تا پیرویّ شحنهٔ تقدیر می کنیم ۴
گر یار چاره یی نکند درد عشق را
با محنت فراق چه تدبیر می کنیم ۵
اقرار می کنیم خیالی به جرم خویش
نه دعوی صلاح و نه تزویر می کنیم ۶
دیوانه ییم و پای به زنجیر می کنیم ۱
تو از کمال لطف بیارا قصور ما
هرچند ما به کار تو تقصیر می کنیم ۲
با می حقوق صحبت ما این زمانه نیست
عمری ست تا که خدمت این پیر می کنیم ۳
ره برده ایم جانب ملک قلندری
تا پیرویّ شحنهٔ تقدیر می کنیم ۴
گر یار چاره یی نکند درد عشق را
با محنت فراق چه تدبیر می کنیم ۵
اقرار می کنیم خیالی به جرم خویش
نه دعوی صلاح و نه تزویر می کنیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.