خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است. شاعر از توصیف زیباییهای معشوق، ابراز عشق و فداکاری، و همچنین توکل به خدا در مسیر عشق سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۰۱ - مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
که بر او عاقبت این نکته موجّه کردیم ۱
سر ز خجلت نه برآورد دگر یوسف مصر
به حدیث تواش از بس که فرا چه کردیم ۲
تا به بالای تو بستیم دل ای سروِ بلند
به هوای تو که دست از همه کوته کردیم ۳
از پریشانیِ زلف تو دلم ز آن جمع است
که تو را عاقبت از حال خود آگه کردیم ۴
تا توان بی خطری بار به منزل بردن
توشهٔ ره ز توکّلت علی الله کردیم ۵
ای خیالی ز ره و رسم محبّت بیرون
هرچه کردیم به جان تو که بی ره کردیم ۶
که بر او عاقبت این نکته موجّه کردیم ۱
سر ز خجلت نه برآورد دگر یوسف مصر
به حدیث تواش از بس که فرا چه کردیم ۲
تا به بالای تو بستیم دل ای سروِ بلند
به هوای تو که دست از همه کوته کردیم ۳
از پریشانیِ زلف تو دلم ز آن جمع است
که تو را عاقبت از حال خود آگه کردیم ۴
تا توان بی خطری بار به منزل بردن
توشهٔ ره ز توکّلت علی الله کردیم ۵
ای خیالی ز ره و رسم محبّت بیرون
هرچه کردیم به جان تو که بی ره کردیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته ایم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.