صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۶۸ - که ساکن در دل ویرانه ما می تواند شد؟
که ساکن در دل ویرانه ما می تواند شد؟
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۴۸ - آنها که درین راه فلاحی باشند
آنها که درین راه فلاحی باشند
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۷۳ - دوش آنچه برفت در میان تو و من
دوش آنچه برفت در میان تو و من
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۴ - در بیان آنکه عاشقان را مرگ عروسی است و وصال کلی زیرا مرگ ظهور آن عالم است و فنای این عالم و ایشان شب و روز در آن کاراند و پیشۀ ایشان این است و چون مرگ این معنی را بکمال میرساند پس مرگ را از جان خواهان باشند. صحابه رضی اللّه عنهم از این روی برهنه برابر شمشیر و تیر میرفتند و در این معنی میفرماید حق تعالی که فتمنوا الموت ان کنتم صادقین ودر تقریر آنکه چون اولیا را آن جهان باقی بیزوال ملک شد، پادشاه حقیقی ایشان باشند و پادشاهی این عالم پیش پادشاهی آن عالم لعب و خیال باشد. چنانکه کودکان در محله یکی پادشاه و یکی حاجب میشود آخر کودکان این لعب را از جدی دزدیده‌اند. همچنین زینتها و آئینهای این عالم را همه از آن عالم دزدیده‌اند، چنانکه میفرماید انما الدنیا لهوو لعب و زینة. پس احوال این پادشاه
عاشقان از اجل نیندیشند
نشاط اصفهانی : قطعات
شماره ۲۰ - گوش بر حلقه ی زهاد ندارم تا هست
گوش بر حلقه ی زهاد ندارم تا هست
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۶۶ - در راه نیاز فرد باید بودن
در راه نیاز فرد باید بودن
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۱ - مناجات
ای حیات دل هر زنده دلی
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۶۵ - در دیدهٔ ما نگر جمال حق بین
در دیدهٔ ما نگر جمال حق بین
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۴۹ - جانهاست همه جانوران را جز جان
جانهاست همه جانوران را جز جان
حافظ : غزلیات
غزل ۳۷۲ - بگذار تا ز شارع می خانه بگذریم
بگذار تا ز شارع می خانه بگذریم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۸۲ - آن کس که نساخت با لقای یاران
آن کس که نساخت با لقای یاران
عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۲ - ای کرده زبون، ناز شجاع تو، مرا
ای کرده زبون، ناز شجاع تو، مرا
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۶۹ - هوش عاشق کجا بود سوی نسیم
هوش عاشق کجا بود سوی نسیم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۵۷ - می‌پنداری که از غمانت رستم
می‌پنداری که از غمانت رستم
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۳۲۱ - مائیم که تا مهر تو آموخته‌ایم
مائیم که تا مهر تو آموخته‌ایم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۶۵ - بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد
بدن را در زمین هرگز روان پاک نگذارد
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۵۳ - آن سرو ناز کو که ببوسیم پای او
آن سرو ناز کو که ببوسیم پای او
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۹۴ - خردکی رخت بتواند زموج می برون آرد؟
خردکی رخت بتواند زموج می برون آرد؟
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۸۲ - این صورت باغست و در او نیست ثمر
این صورت باغست و در او نیست ثمر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۶۳ - زانفاس گرامی آنچه صرف آه می گردد
زانفاس گرامی آنچه صرف آه می گردد