عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۸۲ - چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت
چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۱۱۴ - شمس و قمرم سجده نمودند سحرگاه
شمس و قمرم سجده نمودند سحرگاه سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۱۸ - هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده
هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق به جای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم. اقبال لاهوری : پیام مشرق
شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من
شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۳۰ - بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند
بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۱۴ - غیرت وجه حالی من وجهک المنقش
غیرت وجه حالی من وجهک المنقش صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۵۹ - ما از دو کون پای به دامن کشیدهایم
ما از دو کون پای به دامن کشیدهایم رشیدالدین میبدی : ۳۱- سورة لقمان - مکّیّة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: أَ لَمْ تَرَوْا نمىبینید؟ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ که اللَّه شما را نرم کرد و بفرمان، ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ هر چه در آسمانها و زمینها چیز است وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ و تمام کرد و فراخ بر شما نعمتهاى خویش ظاهِرَةً آشکارا وَ باطِنَةً و نهان، وَ مِنَ النَّاسِ و از مردمان کس است مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ که پیکار مىکند در خداى و باو مىپیچد بِغَیْرِ عِلْمٍ بىهیچ دانشى وَ لا هُدىً وَ لا کِتابٍ مُنِیرٍ (۲۰) و بىهیچ نشان و بىهیچ نامه روشن. مولوی : غزلیات
غزل ۲۵ - من دی نگفتم مر تو را کی بینظیر خوش لقا
من دی نگفتم مَر تو را کِی بینَظیرِ خوشْ لِقا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۵۰ - ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۲۱ - دل ز غم تا کی کند فریاد، خاموشی خوش است
دل ز غم تا کی کند فریاد، خاموشی خوش است حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۱۶ - صحبت نامردمان
افتاده ام به صحبت نامردمان حزین یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شمارهٔ ۷۰ - نویافته ها
شاه دین گفت به رحمت همه اصحاب صفا را باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۷۷ - گلی کشتم به این الوند دامان
گلی کشتم به این الوند دامان ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶ - ای بسا دوستان که بگزیدم
ای بسا دوستان که بگزیدم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۵۰ - ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد
ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
دلی در سینه دارم بی سروری
دلی در سینه دارم بی سروری جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹ - نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۵۵ - وله ایضا
دور گردون با همه کس بد فعالی می کند صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۹۴ - همان خشک است مژگان گر به خوناب دگر غلطد
همان خشک است مژگان گر به خوناب دگر غلطد
شماره ۸۲ - چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت
چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۱۱۴ - شمس و قمرم سجده نمودند سحرگاه
شمس و قمرم سجده نمودند سحرگاه سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۱۸ - هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده
هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعتِ پایپوشی نداشتم. به جامعِ کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاسِ نعمتِ حق به جای آوردم و بر بیکفشی صبر کردم. اقبال لاهوری : پیام مشرق
شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من
شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۳۰ - بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند
بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۱۴ - غیرت وجه حالی من وجهک المنقش
غیرت وجه حالی من وجهک المنقش صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۵۹ - ما از دو کون پای به دامن کشیدهایم
ما از دو کون پای به دامن کشیدهایم رشیدالدین میبدی : ۳۱- سورة لقمان - مکّیّة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: أَ لَمْ تَرَوْا نمىبینید؟ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ که اللَّه شما را نرم کرد و بفرمان، ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ هر چه در آسمانها و زمینها چیز است وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ و تمام کرد و فراخ بر شما نعمتهاى خویش ظاهِرَةً آشکارا وَ باطِنَةً و نهان، وَ مِنَ النَّاسِ و از مردمان کس است مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ که پیکار مىکند در خداى و باو مىپیچد بِغَیْرِ عِلْمٍ بىهیچ دانشى وَ لا هُدىً وَ لا کِتابٍ مُنِیرٍ (۲۰) و بىهیچ نشان و بىهیچ نامه روشن. مولوی : غزلیات
غزل ۲۵ - من دی نگفتم مر تو را کی بینظیر خوش لقا
من دی نگفتم مَر تو را کِی بینَظیرِ خوشْ لِقا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۵۰ - ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۲۱ - دل ز غم تا کی کند فریاد، خاموشی خوش است
دل ز غم تا کی کند فریاد، خاموشی خوش است حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۱۶ - صحبت نامردمان
افتاده ام به صحبت نامردمان حزین یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شمارهٔ ۷۰ - نویافته ها
شاه دین گفت به رحمت همه اصحاب صفا را باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۷۷ - گلی کشتم به این الوند دامان
گلی کشتم به این الوند دامان ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶ - ای بسا دوستان که بگزیدم
ای بسا دوستان که بگزیدم اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۵۰ - ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد
ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
دلی در سینه دارم بی سروری
دلی در سینه دارم بی سروری جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹ - نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۵۵ - وله ایضا
دور گردون با همه کس بد فعالی می کند صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۹۴ - همان خشک است مژگان گر به خوناب دگر غلطد
همان خشک است مژگان گر به خوناب دگر غلطد