کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۳ - داستان سرکوبی و قتل ججهار سنکهه بندئله به سرداری اورنگ زیب پسر شاه جهان که بعد از وی بسلطنت نشست
کسی را بخت چون بردارد از خاک خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۴ - از بس خوش و مست و دلربا می آیی
از بس خوش و مست و دلربا می آیی صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۵۳ - در مدح ساقی سلسبیل مرشد جبرئیل علی (ع)
دست یزدان دستیار مصطفی بازوی دین عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۱۶ - نیز در مدح امیر نصر بن ناصر الدین
پدید آرد آن سرو بیجاده بر ادیب صابر : غزلیات
شماره ۱۸ - دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند
دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - این قوم که تا کشور ما تاخته اند
این قوم که تا کشور ما تاخته اند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۶۲ - فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد
فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۶ - اول ز مکوّنات، عقل و جان است
اول ز مکوّنات، عقل و جان است ادیب الممالک : قصاید
شماره ۱۳۷ - تبارک الله از این نغزنامه دلخواه
تبارک الله از این نغزنامه دلخواه رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۳۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ اى کلّ نفس منفوسة تعالج غصص الموت. میگوید: هر نفسى منفوسه بر ممرّ انفاس بگذشته مرگ بچشد، و سکرات مرگ ببیند، یعنى اهل زمین. فانّ من فى الجنّة و النّار لا یموتون، خزنه بهشت و حور و غلمان و خزنه دوزخ نمیرند چنان که جاى دیگر گفت: فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ و هم من فى الجنّة و النّار من الخزنة. فریشتگان آسمان نیز طمع کردند که نمیرند که از حضرت عزّت این آیت آمده بود: کلّ من علیها فان هر چه بر زمین است بسر آمدنى است و مردنى، ایشان گفتند: ما نمیریم که ما آسمانیانیم نه زمینیان. ربّ العالمین آیت فرستاد: کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ یقین شد ایشان را که مردنىاند. و فى ذلک ما مولوی : غزلیات
غزل ۵۰۹ - مرغ دلم باز پریدن گرفت
مُرغِ دِلَم باز پَریدن گرفت صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن
شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۸۱ - نهال دولتم را گل بر آمد
نهال دولتم را گل بر آمد محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۶ - دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است
دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۸۰ - در بهارگریه عیش بیدلان آماده است
در بهارگریه عیش بیدلان آماده است فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۵۵ - ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر
ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۷۵ - پیدا کردن تفکر در عجایب خلق خدای تعالی
بدان که هرچه در وجود است همه صنع وی است و همه عجیب و غریب است و هیچ ذره نیست از ذره ها، آسمان و زمین که نه بر زبان حال تسبیح و تقدیس همی کنند آفریدگار خود را و می گویند: اینت قدرت بر کمال و اینت علمی بی نهایت. و این بسیار تر از آن است که تفصیل پذیرد، بلکه اگر همه دریاها مداد شود و درختان قلم و جمله آفریدگان کاتب شوند و به عمرهای دراز می نویسند، آنچه گویند اندکی باشد از آنچه هست، چنان که گفت، «قل لو کان البحر مدادا لکلمات ربی... الآیه» ولکن بر جمله بدان که آفریده ها بر دو قسم است: یک قسم خود ما را از آن هیچ خیر نیست در وی تفکر نتوانیم کرد، چنان که گفت، «سبحان الذی خلق الازواج کلها تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون». محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۶۲ - چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۴۷ - آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن
آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۰۶ - در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
شمارهٔ ۲۳ - داستان سرکوبی و قتل ججهار سنکهه بندئله به سرداری اورنگ زیب پسر شاه جهان که بعد از وی بسلطنت نشست
کسی را بخت چون بردارد از خاک خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۴ - از بس خوش و مست و دلربا می آیی
از بس خوش و مست و دلربا می آیی صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۵۳ - در مدح ساقی سلسبیل مرشد جبرئیل علی (ع)
دست یزدان دستیار مصطفی بازوی دین عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۱۶ - نیز در مدح امیر نصر بن ناصر الدین
پدید آرد آن سرو بیجاده بر ادیب صابر : غزلیات
شماره ۱۸ - دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند
دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - این قوم که تا کشور ما تاخته اند
این قوم که تا کشور ما تاخته اند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۶۲ - فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد
فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۶ - اول ز مکوّنات، عقل و جان است
اول ز مکوّنات، عقل و جان است ادیب الممالک : قصاید
شماره ۱۳۷ - تبارک الله از این نغزنامه دلخواه
تبارک الله از این نغزنامه دلخواه رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۳۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ اى کلّ نفس منفوسة تعالج غصص الموت. میگوید: هر نفسى منفوسه بر ممرّ انفاس بگذشته مرگ بچشد، و سکرات مرگ ببیند، یعنى اهل زمین. فانّ من فى الجنّة و النّار لا یموتون، خزنه بهشت و حور و غلمان و خزنه دوزخ نمیرند چنان که جاى دیگر گفت: فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ و هم من فى الجنّة و النّار من الخزنة. فریشتگان آسمان نیز طمع کردند که نمیرند که از حضرت عزّت این آیت آمده بود: کلّ من علیها فان هر چه بر زمین است بسر آمدنى است و مردنى، ایشان گفتند: ما نمیریم که ما آسمانیانیم نه زمینیان. ربّ العالمین آیت فرستاد: کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ یقین شد ایشان را که مردنىاند. و فى ذلک ما مولوی : غزلیات
غزل ۵۰۹ - مرغ دلم باز پریدن گرفت
مُرغِ دِلَم باز پَریدن گرفت صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن
شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۸۱ - نهال دولتم را گل بر آمد
نهال دولتم را گل بر آمد محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۶ - دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است
دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۵۸۰ - در بهارگریه عیش بیدلان آماده است
در بهارگریه عیش بیدلان آماده است فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۵۵ - ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر
ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۷۵ - پیدا کردن تفکر در عجایب خلق خدای تعالی
بدان که هرچه در وجود است همه صنع وی است و همه عجیب و غریب است و هیچ ذره نیست از ذره ها، آسمان و زمین که نه بر زبان حال تسبیح و تقدیس همی کنند آفریدگار خود را و می گویند: اینت قدرت بر کمال و اینت علمی بی نهایت. و این بسیار تر از آن است که تفصیل پذیرد، بلکه اگر همه دریاها مداد شود و درختان قلم و جمله آفریدگان کاتب شوند و به عمرهای دراز می نویسند، آنچه گویند اندکی باشد از آنچه هست، چنان که گفت، «قل لو کان البحر مدادا لکلمات ربی... الآیه» ولکن بر جمله بدان که آفریده ها بر دو قسم است: یک قسم خود ما را از آن هیچ خیر نیست در وی تفکر نتوانیم کرد، چنان که گفت، «سبحان الذی خلق الازواج کلها تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعلمون». محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۶۲ - چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۴۷ - آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن
آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۰۶ - در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست