خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تجربیات خود در زندگی سخن میگوید. او ابتدا به عنوان میفروش و سپس در جمع خرقهپوشان (صوفیان) بوده است. در نهایت، با نگاهی به گذشته، به این نتیجه میرسد که این دوران پر از جوش و خروش، در واقع نشاندهنده خامی و ناپختگی او بوده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و تأملبرانگیز است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک عمیقتر معانی وجود دارد.
شماره ۲۷ - یکچند بکوی میفروشان بودم
یکچند بکوی میفروشان بودم
یکچند ز جمع خرقه پوشان بودم ۱
القصه چو نیک دیدم از خامی بود
این عمر که جوشان و خروشان بودم ۲
یکچند ز جمع خرقه پوشان بودم ۱
القصه چو نیک دیدم از خامی بود
این عمر که جوشان و خروشان بودم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - گر چرخ دهد بال و پرت هیچ مبال
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - من باده اگر خورم حکیمانه خوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.