سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۰۲ - در بیان آنکه کارهای دنیا همه بازی است و در آن کارها هیچ فائده و حاصلی نیست. همچنانکه کودکان یکی پادشاه شود و یکی وزیر و یکی سرهنگ و یکی امیر و بعضی لشکر. بدان هیچ قلعه و ولایتی حاصل نشود. اینهمه عمر ضایع کردن باشد در بی فائدگی. چون پیر شوند و بزرگ از آن پشیمان گردند و گویند که چرا عوض بازی علم و ادب نیاموختیم. سب جهل خواری و بینوائی میکشیم. اکنون عمر دنیا را حالت طفلی دان، و شهوات و شاهدان و جاه و مال را آن بازی دان که در آن حاصلی نیست جز پشیمانی. و آخرت را حالت پیری دان که بر تو مکشوف میشود که آنچه شیرین مینمود تلخ بود، و آنچه جاه چاه، و آنچه خوب زشت، الی مالانهایه. چنانکه حق تعالی میفرماید انما الدنیا لعب و لهو و زینة. زینت از آن میفرماید که ذاتش از خود خوب نیست بتزیین خوب مینمای
کار دنیا بود یقین بازی
قاسم انوار : مقطعات
شماره ۱۴ - مرا گفتی که : قول پیر تسلیم
مرا گفتی که : قول پیر تسلیم
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر
ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۲۹ - گفت: خیز اکنون و سازه ره بسیچ
گفت: خیز اکنون و سازه ره بسیچ
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۴۵ - می رسد عشق و دل افسرده می آرد بجوش
می رسد عشق و دل افسرده می آرد بجوش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۱۱ - جمعیت اسباب، حجاب نظر ماست
جمعیت اسباب، حجاب نظر ماست
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۷۴ - بر بیدلان گذشت و نکرد اینطرف نگاه
بر بیدلان گذشت و نکرد اینطرف نگاه
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۲۲ - عالم همه باطل غم عالم همه باطل
عالم همه باطل غم عالم همه باطل
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۸۱ - درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود
درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۸۶ - امروز صفای دلم از سیمتنی بود
امروز صفای دلم از سیمتنی بود
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۵۸ - پهلوی خوان بسر کوی حبیب آمده ایم
پهلوی خوان بسر کوی حبیب آمده ایم
اسدی توسی : گرشاسپ‌نامه
نامه گرشاسب به شاه قیروان
وز آن سو جهان پهلوان با سپاه
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۷ - ای بر دل شکسته ز درد تو داغها
ای بر دل شکسته ز درد تو داغها
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۲۹ - از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۱۴ - بازم ز جفایی دل افگار شکسته
بازم ز جفایی دل افگار شکسته
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۲۲ - الزیتون
بود زیتون همان نفسی که مذکور
ایرج میرزا : رباعی ها
شماره ۷ - ای دوست به ذات حق تعالی سوگند
ای دوست به ذات حق تعالی سوگند
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۲۱ - مطرب خواهم که عاشق مست بود
مطرب خواهم که عاشق مست بود
صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۵ - اگر به بندگی ارشاد می‌کنیم تو را
اگر به بندگی ارشاد می‌کنیم تو را
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۴۸۶ - از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است