اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۲ - ای دل به غم فراق دایم خونی
ای دل به غم فراق دایم خونی
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۴ - ای روز تو را وثاق در منزل شب
ای روز تو را وثاق در منزل شب
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۵۲ - ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایم
ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایم
عطار نیشابوری : پرسش مرغان
حکایت محمود و ایاز
چون ایاز از چشم بد رنجور شد
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۶۱ - برخیز و به بحرِ عشقِ دلدار درای
برخیز و به بحرِ عشقِ دلدار درای
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۵۶ - در حضرت حق، جمله ادب باید بود
در حضرت حق، جمله ادب باید بود
عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۳۲ - چندان که تو این بحر گهر خواهی دید
چندان که تو این بحر گهر خواهی دید
سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
فی تقلیدالملک
کس به تدبیر سفله ملک نراند
وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۳۹ - نوروز شد و بنفشه از خاک دمید
نوروز شد و بنفشه از خاک دمید
صامت بروجردی : کتاب المواد و التاریخ
شمارهٔ ۱۰ - و برای او
مرد گر در پیش زن ببرتبه شد عارش کم است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۵۷ - تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف
تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۳۵ - با طایفهٔ بزرگان به کشتی‌در، نشسته بودم
با طایفهٔ بزرگان به کشتی‌در، نشسته بودم.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۲۰ - چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟
چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧١٨ - بر فلک دل منه ار بوی خرد یافته ئی
بر فلک دل منه ار بوی خرد یافته ئی
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۶۰ - به شاهد لغت لنج، بمعنی بیرون روی
کره ای را که کسی نرم نکردست متاز
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۰۰ - شوخی ات چون شیوهٔ عاشقکشی بنیاد کرد
شوخی ات چون شیوهٔ عاشقکشی بنیاد کرد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۴۰ - چون لاله نزار خون جگر تا دانی
چون لاله نزار خون جگر تا دانی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۴۵ - بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است
بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است
فضولی : غزلیات
شماره ۵۰ - شد بدیدار تو روشن دیده خونبار ما
شد بدیدار تو روشن دیده خونبار ما