خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیهودگی و گذرا بودن دنیا و امور آن اشاره دارد. شاعر با ذکر مثالهایی مانند تاج کی و سلطنت جم، دست کی و پنجه رستم، و نوروز و محرم، بر این نکته تأکید میکند که همه چیز در این دنیا فانی و بیارزش است. او توصیه میکند که انسان نباید غم دنیا را بخورد و باید با شرایط کنار بیاید، زیرا رزق و روزی از پیش تعیین شده است و نگرانی بیفایده است.
محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، موضوعات مطرح شده مانند فانی بودن دنیا و بیهودگی غم ممکن است برای سنین پایین سنگین و نامناسب باشد.
شماره ۲۲۲ - عالم همه باطل غم عالم همه باطل
عالم همه باطل غم عالم همه باطل
در جای چنین کوشش آدم همه باطل ۱
این دیر همان کهنه بنایی است که در وی
شد تاج کی و سلطنت جم همه باطل ۲
این عرصه همان دخمهزمین است که گرداند
دست کی و سرپنجه رستم همه باطل ۳
با عیش و الم ساز که خواهد شدن آخر
فردا به تو نوروز و محرم همه باطل ۴
غمگین مشو از سفره افلاک که کردند
بیش است اگر رزق تو گر کم همه باطل ۵
قصاب ز دوران مشو آزرده که باشد
از آمده و رفته جز این دم همه باطل ۶
در جای چنین کوشش آدم همه باطل ۱
این دیر همان کهنه بنایی است که در وی
شد تاج کی و سلطنت جم همه باطل ۲
این عرصه همان دخمهزمین است که گرداند
دست کی و سرپنجه رستم همه باطل ۳
با عیش و الم ساز که خواهد شدن آخر
فردا به تو نوروز و محرم همه باطل ۴
غمگین مشو از سفره افلاک که کردند
بیش است اگر رزق تو گر کم همه باطل ۵
قصاب ز دوران مشو آزرده که باشد
از آمده و رفته جز این دم همه باطل ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - دهری که از او کام روا نیست چه حاصل
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - برنمیآید به کار کس ثبات بی محل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.