فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی
بنفشه زلف من آن سرو قد سیم اندام جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۳۸ - نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار
نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۸۵۹ - زهی بر چهره خطت سایه ی جان
زهی بر چهره خطت سایه ی جان هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۳۴ - ز پیر میکده عمری در التماس شدم
ز پیر میکده عمری در التماس شدم نظامی گنجوی : خردنامه
بخش ۲۶ - گفتار افلاطون
فلاطون که بر جمله بود اوستاد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۶۸ - باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر
باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۲۷ - در بیان اینکه طالبان راه و عاشقان لقاءاللّه را، از خلع تعینات و قلع تعلقات که هر یک مقصد را، سد راهند و حجابی همت کاه گریزی نیست چه عارف را حذر از آفا
در بیان اینکه طالبان راه و عاشقان لقاءاللّه را، از خلع تعینات و قلع تعلقات که هر یک مقصد را، سد راهند و حجابی همت کاه گریزی نیست چه عارف را حذر از آفات و موحد را، اسقاط اضافات واجبند لله در قائله: محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۴۲ - شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۸۰ - دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم
دی بر سَرَم تاجِ زَری بِنْهاده است آن دِلْبَرم ادیب صابر : قصاید
شماره ۵۶ - ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف
ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۶۰۱ - هنوزت به ما کینه برجاست گوئی
هنوزت به ما کینه برجاست گوئی عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب نهم: اندر ترتیب پیری و جوانی
ای پسر هر چند جوانی پیر عقل باش، نگویم که جوانی مکن ولکن جوان خویشتندار باش و از جوانان پژمده مباش، جوان شاطر نیکو بود، چنانک ارسطاطالیس حکیم گفت: الشباب نوع من الجنون، و نیز از جوانان جاهل مباش که از شاطری بلا نخیزد و از کاهلی بلا خیزد و بهرهٔ خویش از جوانی بحسب طاقت بردار، که چون پیر شوی خود نتوانی، چنانک آن پیر گفت که چندین مال بخوردم، در وقت جوانی و خوبرویان مرا نخواستند، چون پیر شدم من ایشان را نمیخواهم، بیت: عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۱۰۳ - زلفت به پریشانی دل برد به پیشانی
زلفت به پریشانی دل برد به پیشانی مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۰۰ - در میان جان نشین، کامروز جان دیگری
در میانِ جانْ نِشین، کِامْروز جانِ دیگری رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱۵ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ گذارید آشکاراى حرام و بزه و نهان آن إِنَّ الَّذِینَ یَکْسِبُونَ الْإِثْمَ ایشان که کار با بزه میکنند سَیُجْزَوْنَ بد پاداش دهند ایشان را بِما کانُوا یَقْتَرِفُونَ (۱۲۰) بآنچه میکردند. مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۷ - ورد البشیر مبشرا ببشاره
وَرَدَ الْبَشیرُ مُبَشِّرا بِبَشارَه صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۴۲ - چون سرو به غیر از کف افسوس، برم نیست
چون سرو به غیر از کف افسوس، برم نیست نهج البلاغه : خطبه ها
بيان حوادث سخت آينده
و من كلام له عليهالسلام فيما يخبر به عن الملاحم بالبصرة ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۸۰ - لغز
چیست آن گوهر که درد خسته درمان می کند؟ مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۸۱ - گر به خوبی مه بلافد لا نسلم لا نسلم
گَر به خوبی مَه بِلافَد لا نُسَلِّم لا نسلم
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی
بنفشه زلف من آن سرو قد سیم اندام جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۳۸ - نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار
نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۸۵۹ - زهی بر چهره خطت سایه ی جان
زهی بر چهره خطت سایه ی جان هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۳۴ - ز پیر میکده عمری در التماس شدم
ز پیر میکده عمری در التماس شدم نظامی گنجوی : خردنامه
بخش ۲۶ - گفتار افلاطون
فلاطون که بر جمله بود اوستاد عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۶۸ - باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر
باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۲۷ - در بیان اینکه طالبان راه و عاشقان لقاءاللّه را، از خلع تعینات و قلع تعلقات که هر یک مقصد را، سد راهند و حجابی همت کاه گریزی نیست چه عارف را حذر از آفا
در بیان اینکه طالبان راه و عاشقان لقاءاللّه را، از خلع تعینات و قلع تعلقات که هر یک مقصد را، سد راهند و حجابی همت کاه گریزی نیست چه عارف را حذر از آفات و موحد را، اسقاط اضافات واجبند لله در قائله: محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۴۲ - شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۸۰ - دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم
دی بر سَرَم تاجِ زَری بِنْهاده است آن دِلْبَرم ادیب صابر : قصاید
شماره ۵۶ - ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف
ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۶۰۱ - هنوزت به ما کینه برجاست گوئی
هنوزت به ما کینه برجاست گوئی عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب نهم: اندر ترتیب پیری و جوانی
ای پسر هر چند جوانی پیر عقل باش، نگویم که جوانی مکن ولکن جوان خویشتندار باش و از جوانان پژمده مباش، جوان شاطر نیکو بود، چنانک ارسطاطالیس حکیم گفت: الشباب نوع من الجنون، و نیز از جوانان جاهل مباش که از شاطری بلا نخیزد و از کاهلی بلا خیزد و بهرهٔ خویش از جوانی بحسب طاقت بردار، که چون پیر شوی خود نتوانی، چنانک آن پیر گفت که چندین مال بخوردم، در وقت جوانی و خوبرویان مرا نخواستند، چون پیر شدم من ایشان را نمیخواهم، بیت: عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۱۰۳ - زلفت به پریشانی دل برد به پیشانی
زلفت به پریشانی دل برد به پیشانی مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۰۰ - در میان جان نشین، کامروز جان دیگری
در میانِ جانْ نِشین، کِامْروز جانِ دیگری رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام
۱۵ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ گذارید آشکاراى حرام و بزه و نهان آن إِنَّ الَّذِینَ یَکْسِبُونَ الْإِثْمَ ایشان که کار با بزه میکنند سَیُجْزَوْنَ بد پاداش دهند ایشان را بِما کانُوا یَقْتَرِفُونَ (۱۲۰) بآنچه میکردند. مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۷ - ورد البشیر مبشرا ببشاره
وَرَدَ الْبَشیرُ مُبَشِّرا بِبَشارَه صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۴۲ - چون سرو به غیر از کف افسوس، برم نیست
چون سرو به غیر از کف افسوس، برم نیست نهج البلاغه : خطبه ها
بيان حوادث سخت آينده
و من كلام له عليهالسلام فيما يخبر به عن الملاحم بالبصرة ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۸۰ - لغز
چیست آن گوهر که درد خسته درمان می کند؟ مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۸۱ - گر به خوبی مه بلافد لا نسلم لا نسلم
گَر به خوبی مَه بِلافَد لا نُسَلِّم لا نسلم